عاشورا تجلی دوستی و دشمنی صفحه 109

صفحه 109

مرد شامی شروع کرد به گریه کردن و گفت: شهادت می دهم که تویی خلیفه خدا در روی زمین و«اللَّه أعلم حیث یجعل رسالته»، قبل از آنکه شما را ملاقات کنم تو و پدرت دشمن ترین خلق نزد من بودید ولی اکنون محبوب ترین خلق خدا هستید. به خانه امام حسن علیه السلام رفت و تا در مدینه بود مهمان حضرت بود و از محبّان و معتقدان خاندان نبوّت و اهل بیت رسالت علیهم السلام شد.(1)

آشنایی با زیبایی ها

و چنین است که آشنا شدن و شناخت پیدا نمودن نسبت به انسان هایی که آیینه کمالات و صفات پسندیده هستند، موجب پیدایش محبّت نسبت به آنهاست، آشنایی در ابعاد مختلف زندگی، رفتار و گفتار آنان، اخلاق و صفات پسندیده آنان. لذا ابو بصیر می گوید: از امام صادق علیه السلام شنیدم، می فرمود:«خدا رحمت کند بنده ای را که ما را محبوب مردم قرار دهد و کاری نکند که با ما دشمن شوند، به خدا قسم اگر مردم زیبایی های کلام ما را ببینند هر آینه شیعیان ما عزیزتر می شوند.»(2)


1- 100. إنّ شامیاً رآه راکباً فجعل یلعنه والحسن علیه السلام لا یردّ، فلمّا فرغ، أقبل الحسن علیه السلام فسلّم علیه وضحک فقال: أیّها الشیخ! أظنّک غریباً ولعلّک شبّهت، فلو استعتبتنا أعتبناک، ولو سألتنا أعطیناک، ولو استرشدتنا أرشدناک، ولو استحملتنا أحملناک، وإن کنت جائعاً أشبعناک، وإن کنت عریاناً کسوناک، وإن کنت محتاجاً أغنیناک، وإن کنت ضیفنا إلی وقت ارتحالک کان أعود علیک لأنّ لنا موضعاً رحباً وجاهاً عریضاً ومالاً کثیراً. فلمّا سمع الرجل کلامه، بکی ثمّ قال: أشهد أنّک خلیفه اللَّه فی أرضه، اللَّه أعلم حیث یجعل رسالته وکنت أنت وأبوک أبغض خلق اللَّه إلیّ والآن أنت أحبّ خلق اللَّه إلیّ وحوّل رحله إلیه وکان ضیفه إلی أن ارتحل وصار معتقداً لمحبتّهم.»
2- 101. اصول کافی: ج 8 / ص 229؛ «عن أبی بصیر قال: سمعت أباعبد اللَّه علیه السلام یقول: رحم اللَّه عبداً حبّبنا إلی الناس ولم یبغضنا إلیهم، أما واللَّه لو یروون محاسن کلامنا لکانوا به أعزّ وما استطاع أحد أن یتعلّق علیهم بشی ء ولکن أحدهم یسمع الکلمه فیحطّ إلیها عشراً.»
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه