عاشورا تجلی دوستی و دشمنی صفحه 146

صفحه 146

آمدم به خانه مهماندار خود و شب را به سر بردم. چون صبح شد، نزد جناب شیخ محمد حسن رفتم و آنچه دیده بودم، نقل کردم. ایشان دست خود را بر دهان گذاشت و نهی نمود از اظهار این قصّه و افشای این سرّ.

و فرمود: خداوند تو را موفّق کند. پس آن را مخفی داشتم و به احدی اظهار ننمودم تا آنکه یک ماه از این قضیه گذشت، روزی در حرم مطهّر بودم، سید جلیلی را دیدم که آمد نزدیک من و پرسید: چه دیدی؟ - اشاره کرد به قصه آن روز - گفتم: چیزی ندیدم. باز تکرار کرد کلام خود را و من به شدّت انکار کردم، پس از نظرم ناپدید شد و دیگر او را ندیدم.(1)

آری انسان می تواند با کمک های مالی به دیگران به دوستی و محبّت خود بیفزاید. قرض دادن و یا پرداخت خمس و زکات اموال و یا مصرف در راه اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام فرصتی است که خداوند می خواهد باایجاد چنین فرصتی، بهانه ای به دست بنده اش دهد تا گامی بیشتر در باب دوستی و محبّت بردارد و از این راه توجه و نظر محبوب را بیشتر جلب نماید.


1- 133. نجم الثاقب: ص 486؛ «مؤلف گوید: حاجی علی مذکور پسر حاجی قاسم کرادی بغدادی است و او از تجّار و عامی است، از هر کس از علما و سادات عظام کاظمین و بغداد که از حال او جویا شدم، مدح کردند او را به خیر و صلاح و صدق و امانت و مجانبت از عادات سوء اهل عصر خود. در مشاهده و مکالمه با او، آثار این اوصاف را مشاهده نمودم و پیوسته در اثنای کلام تأسّف می خورد از نشناختن آن جناب، به نحوی که معلوم بود آثار صدق و اخلاص و محبّت او. هنیئاًله.»
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه