عاشورا تجلی دوستی و دشمنی صفحه 185

صفحه 185

ما إنْ تَأوَّهت مِنْ شَی ءٍ رُزئْتُ بِهِ

کَما تَأَوَّهْتُ لْلأَطفال فِی الصّغَر

قَدْماتَ وَالدُهم مَنْ کانَ یَکْفُلهُمُ

فِی النَّآئِباتِ وَفِی الْاَسْفارِ وَالْحَضَرِ

هیچ گاه از مصائبی که به سرم آمد دلم نسوخت، آن گونه که برای کودک صغیر دلسوخته ام، زیرا پدرشان که در مشکلات و در سفر و حضر آنان را سرپرستی می نمود، از دنیا رفته است.

آن گاه دست مبارک را بر چشم من کشید، به برکتش چشم من بینا شد و نور آن به قدری است که به خدا سوگند، شتر فراری را در شب تاریک می توانم ببینم و همه اینها به برکت امیرمؤمنان علی بن ابی طالب علیهما السلام است.(1)

امام حسین علیه السلام و توجه به کودکان در کربلا

امام حسین علیه السلام روز عاشورا شرایط سختی داشتند و مسائل زیادی بود که امام را به خود مشغول کرده بود؛ مقابله با دشمن، جلوگیری از نفوذ آنان به سمت خیمه ها، محافظت از زن ها و بچه ها، آوردن بدن شهیدان از میدان جنگ به درون خیمه. ولی با همه این مشکلات و سختی ها، امام علیه السلام از کودکان غافل نبودند و آنان را مورد توجه و محبّت خود داشته، به گونه ای که وقتی قمر بنی هاشم آمدند و اجازه گرفتند که به میدان جنگ بروند و با دشمن بجنگند، حضرت اجازه ندادند و مطلبی را به عباس علیه السلام گفتند و آن توجّه دادن به کودکان بود، فرمود:

«فَاطْلُبْ لِهؤلآءِ الْأَطْفالِ قَلِیلاً مِنَ الْمآءِ؛

برو برای کودکان مقدار کمی آب فراهم کن.»


1- 174. بحار الانوار: ج 33 / ص 47.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه