عاشورا تجلی دوستی و دشمنی صفحه 243

صفحه 243

دوستان خدا بر مشکلات و رنج ها صبر کردند، آن چنان که کسی در صبر با آنها برابری نمی کرد. خداوند عزّوجلّ هم به آنان پاداش داد و برآورده شدن خواسته هایشان را واجب نمود، البته آنها چیزی از خداوند نمی خواهند جز همان چیزی که خدا خود برای آنان خواسته باشد.(1)

توجّه به دوست نادان

تا اینجا سخن از دوستانی بود که شیعه و طرفدار امام علیه السلام بودند، ولی محبّت مرز نمی شناسد، اگر کسی اهل بیت علیهم السلام را دوست بدارد و شیعه آنان هم نباشد، دوستی در همین دنیا برایش اثربخش است. شخصی به امام مجتبی علیه السلام نزدیک شد و گفت:

«اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا مُذِلَّ الْمُؤمِنِین؛

سلام بر تو ای کسی که مؤمنین را ذلیل کردی.»

حضرت فرمود: پیاده شو، عجله نکن. وقتی پیاده شد. فرمود: چه گفتی؟ گفت: گفتم: سلام بر تو که مؤمنین را ذلیل کردی. امام مجتبی علیه السلام فرمود: از کجا این حرف را می زنی؟ گفت: با معاویه کنار آمدی، اختیار امّت را به دست معاویه دادی. حضرت برای او توضیح دادند و او را روشن نمودند.

کسی که خط فکری او با امام مجتبی علیه السلام سازگار نیست، چرا سراغ امام مجتبی می آید؟ حضرت فرمود: چه چیز باعث شده اینجا بیایی؟ پاسخ داد: محبّت تو. حضرت فرمود: به خدا قسم تو محبّت داری؟ گفت: آری به خدا قسم.


1- 218. أمالی شیخ صدوق: ص 367.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه