عاشورا تجلی دوستی و دشمنی صفحه 258

صفحه 258

مهر آل عدالت چون نور نماز، دل افروز است و محبّت آنان از بعضی نمازها نیز واجب تر است.(1)

او می گوید: آن قدر پدر و مادر بر من سخت می گرفتند که از خانه فرار می کردم، زیرا می دیدم که پدر و مادرم امیرمؤمنان علیه السلام را دشنام می دهند. دوست داشتم در بیرون خانه گرسنه بمانم ولی نزد آنان نروم، گاهی طاقتم طاق می شد، از گرسنگی مجبور می شدم به خانه برگردم، مقداری غذا بخورم و دوباره فرار کنم، تا به حدّ بلوغ رسیدم.

نقل شده: پدر و مادر ناصبی مذهب او که فهمیدند فرزندشان از دوستداران امیرمؤمنان علی و اهل بیت اطهارعلیهم السلام است، به این فکر افتادند که او را بکشند و یا به حکومت وقت، یعنی مزدوران بنی امیه از او شکایت کنند و او را به دژخیمان بسپارند. اما به وسیله لطفی که حضرت صادق علیه السلام در حق او فرمود، از دست آنها نجات یافت. آن چنان محبّت در دلش قرار گرفته که حاضر بود به خاطر آن از همه چیز دست بکشد، پدر، مادر و....یعنی هر آنچه که با محبوب او سازگار نیست. او شاعری است که محبّت خود را گاهی در غالب شعر بیان می کند:

وَ اِذَا الرِّجالُ تَوَسَّلُوا بِوَسِیلَهٍ

فَوَسِیلَتِی حُبِّی لِآلِ مُحَمَّدٍ(2)

«روزی که مردمان بخواهند به وسیله ای توسل کنند، توسل من تنها به عشق و محبتی است که به آل محمّد دارم.»


1- 227. الغدیر: ج 2 / ص 233؛ وحبّهم مثل الصّلوه و انّه علی النّاس من بعض الصّلوه لأوجب.
2- 228. دیوان سید حمیری: ص 192.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه