عاشورا تجلی دوستی و دشمنی صفحه 259

صفحه 259

آیا این چنین محبتی از طرف محبوب بی پاسخ می ماند، کسی که زندگی اش مالامال از دوستی اهل بیت است و می گوید:

اِنِّی لَأکْرَهُ أَنْ أُطِیلَ بِمَجْلِسٍ

لا ذِکْرَ فِیهِ لِفَضْلِ آلِ مُحَمَّدٍ(1) «من دوست ندارم در مجلسی که در آن ذکری از فضیلت آل محمد نباشد، نشسته باشم.»

او می دانست و باور داشت که دوستش او را در لحظات آخر زندگی تنها نمی گذارد، او می گفت: من دوستدار کسی هستم که وقتی یکی از دوستانش بمیرد، در لحظه مرگ با او با بشارت و شادی رو به رو می شود و اگر کسی بمیرد که دوستدار یکی از دشمنان او باشد، جز به دوزخ به جای دیگری راه نخواهد بُرد.

ای ابوالحسن، علی جان! جان و مال و خاندانم و هر چه دارایی که داشته باشم، همه و همه فدای تو باد. مولا جان! من به فضل و برتری تو عارف و آگاهم، دستم به دامن تو است و به عشق تو دل بسته ام.(2)

لحظات مرگش فرا رسید، دور بستر او را گرفتند، لحظه ای خود را حرکت داد در حالی که می خندید بعد، شروع کرد اشعاری را خواندن:

کَذِبَ الزّاعِمُونَ اَنَّ عَلِیّاً

لَنْ یُنْجِی مُحِبَّهُ مِنْ هَناتٍ

قَدْ وَرَبِّی دَخَلتُ جَنَّتَ عَدْنٍ

وَ عَفی لِیَ الْاِ لهُ عَنْ سَیِّئاتِی


1- 229. دیوان سید حمیری: ص 177.
2- 230. دیوان سیّد حمیری: ص 296 أحبّ الّذی من مات من اهل ودّه تلقاه بالبشری لدی الموت یضحک و من مات یهوی غیره من عدوّه فلیس له الاّ إلی النّار مسلک أبا حسن افدیک نفسی وأسرتی و مالی وما أصبحت فی الأرض أملک أبا حسن انّی بفضلک عارف و انّی بحبل من هواک الممسّک
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه