عاشورا تجلی دوستی و دشمنی صفحه 67

صفحه 67

جوانی که خوش قیافه و همیشه لباس های شیک و گران قیمت می پوشید، آن قدر در سختی قرار گرفت که روزی رسول خداصلی الله علیه وآله به او نگاه کرد در حالی که لباس کم ارزش در تن داشت. فرمود: «نگاه کنید به کسی که خداوند قلب او را نورانی نموده، او کسی است که در کنار پدر و مادر بهترین خوراکی ها و نوشیدنی ها را داشت، ولی محبّت خدا و رسولش، او را به این روز که می بینید، کشانید.»(1)

آری؛ او مصعب بن عمیر بود، نه تنها محبّت، او را به سوی پیامبر خداصلی الله علیه وآله کشانید، بلکه به سراغ جوان های دیگر هم رفت و آنان را نیز با محبوب خود آشنا نمود. زمانی که پیامبر خداصلی الله علیه وآله در مکه بود، مسلمانان مدینه تقاضای معلم قرآن نمودند، پیامبر خدا مصعب بن عمیری را که هنوز از مکه، شهر خود خارج نشده بود، به مدینه فرستاد تا قرآن را به آنان بیاموزد و در این راه موفّقیت های زیادی کسب کرد و عاقبت در جنگ اُحد در راه محبّت خود سر نهاد و به فیض شهادت در راه معشوق نایل آمد.

مطالب عجیبی را انسان در تاریخ می بیند و با خود فکر می کند که خداوند چه منّتی بر ما نهاده که این چنین امامان معصومی برای ما قرار داده و ما را مفتخر به محبّت آنان نموده است.


1- 62. شرح ابن أبی الحدید: ج 10 / ص 156؛ «أنّ النبیّ صلی الله علیه وآله نظر إلی مصعب بن عمیر مقبلاً وعلیه إهاب کبش قد تمنطق به، فقال صلی الله علیه وآله: انظروا إلی الرجل الّذی قد نوّر اللَّه قلبه، لقد رأیته بین أبوین یغذوانه بأطیب الطعام والشراب، فدعا حبّ اللَّه ورسوله إلی ما ترون.»
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه