عاشورا تجلی دوستی و دشمنی صفحه 68

صفحه 68

انسان هایی که کمترین آشنایی با آنان موجب دلدادگی می شود و هرچه آشنایی با آنها بیشتر باشد محبّت های دیگر در ذائقه انسان، بی طعم و در دیده انسان کم رنگ تر می گردد و بی جهت نیست که پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه وآله مودّت و محبّتشان را به عنوان اجر و مزد رسالت خود توصیه نموده است.

مبادا در فردا روز انسان ها ادّعای ضرر کنند و بگویند: ما چرا چنین انسان هایی را نشناختیم و قلب خود را از محبّت آنان پر ننمودیم؟ چرا به ما نگفتند و چرا تعریف نکردند! تاریخ پاسخ همه این سؤالات را می دهد، فقط کمی تأمّل و دقت لازم است.

دوستی تو از دلم بیرون نمی رود

غلامی را، به جرم اینکه دزدی و سرقت نموده و خود او هم به این مسأله اقرار داشت دستگیر کرده نزد امیرالمؤمنین علیه السلام آوردند. پس از آنکه جرمش نزد حضرت ثابت شد، دستور داد که دست راست او را قطع کنند.

وقتی قطع کردند، دست قطع شده را با دست چپ خود گرفت و در حالی که قطرات خون می ریخت به راه افتاد و رفت. در بین راه شخصی او را دید، از او پرسید: چه کسی دست تو را قطع کرده؟ گفت: آن کسی که باب یقین است، ریسمان محکم الهی است، شافع روز قیامت است و ...گفت و گفت.

این شخص خدمت علی بن ابی طالب علیهما السلام آمد و داستان را عرض کرد و گفت: آقا! شما دست این غلام سیاه را قطع کردید، ولی او شما را ستایش می کرد و چه خوبی هایی برای شما می گفت.

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه