سربازان خورشید صفحه 199

صفحه 199

کن!» من گمان می کردم حاجی بی هوش است؛ غافل از آن که او بیدار بود و دعا را گوش می کرد. بلند شدم و ایشان را به حالت نیم خیز نشاندم. تا این اندازه برای ائمه علیهم السلام احترام قائل بود که حاضر نشد در آن شرایط سخت بیماری، به آقا ادای احترام نکند.(1)

یکی از روحانیون شهر شیراز که امام جماعت مسجد کوشک عباسعلی آن شهر را بر عهده داشت، درباره «شهید احمد خادم الحسینی» نقل کرده است:

شب قبل که برای نمار شب برخاستم، مسائلی برایم پیش آمد که دانستم فردا با امری عجیب مواجه می شوم. وقتی وارد قبر شهید خادم الحسینی، که از شهدای عملیات بیت المقدس بود، شدم تا تلقین شهید مورد نظر را انجام دهم، به محض ورود به قبر در چهره شهید، حالت تبسمی احساس کردم و فهمیدم با صحنه ای غیرطبیعی رو به رو هستم. وقتی خم شدم و تلقین شهید را آغاز کردم، به محض این که به اسم مبارک امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف رسیدم، مشاهده کردم جان به بدن این شهید مراجعت کرد، چون شهید به احترام امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف سرش را خم کرد؛ به نحوی که سرِ او تا روی سینه خم شد و دوباره به حالت اولیه برگشت!(2)


1- مرضیه کلانتری، یک ستاره از خاک، ص2527.
2- غلامعلی رجایی، لحظه های آسمانی، دفتر اول، ص6.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه