سربازان خورشید صفحه 239

صفحه 239

که آن گلوله آرپی جی آمد، فقط ذکر «یا مهدی» از او شنیده می شد. صدایش به آه و ناله آمیخته شده بود. آه و ناله اش از درد و زخمش نبود. بوی محبت می داد و بوی عشق. لحظه های آخر، خون ریزی زیاد، بی هوشش کرده بود. در همین لحظه خیره شده بود به یک نقطه. هنوز داشت آن ذکر مقدس را می گفت. گلوله آرپی جی که آمد، روی سینه اش را برد، و دست چپش را. جنازه مطهرش را که دیدم، قلبش قشنگ پیدا بود؛ مثل یک لاله سرخ، شکفته شده بود؛ گویی هنوز هم داشت می گفت: «یا مهدی!»(1)

ترویج نام و یاد امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف، آن قدر برای رزمنده ها مهم بود که در بسیاری از وصیت نامه ها، سفارش کردند که در هنگام دفن و یا در مراسم هایی که برایشان گرفته می شود، از امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف یاد شود.

«شهید سیدمجتبی علمدار» در بخشی از وصیت نامه اش می نویسد:

از شما می خواهم زمانی که مرا به سوی آرامگاهم می برید، تا می توانید مولایم حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف و حضرت فاطمه زهرا علیها السلام را صدا بزنید و اشک چشمتان را در داخل قبر من بریزید تا در ظلمت قبر، نوری شود.(2)


1- سعید عاکف، سالکان ملک اعظم، ج5، ص89.
2- گروه فرهنگی شهید ابراهیم هادی، پنجاه سال عبادت، ص223.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه