سربازان خورشید صفحه 253

صفحه 253

خواهر «شهیدصمد اسودی» می گوید:

چند روز بعد از ازدپواج، قصد جبهه کرد. گفتم: تازه ازدواج کرده ای؛ چرا جبهه می روی؟ گفت: «با امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف عهد کرده ام که تا آخرین قطره خون، سرباز ایشان باشم.» مادرم گفت: خواهرانت را به کی می سپاری؟ گفت: «هر وقت مشکلی داشتید، امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف را صدا بزنید و او را بخوانید.» صمد ماجرای عهد خود با امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف را این گونه بیان کرد: «در عملیاتی، تمام بچه ها شهید شدند و من و یک پیرمرد زنده ماندیم. نزدیک بود اسیر شویم. امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف را صدا زدم و از او خواستم نجاتم دهد و اگر نجاتم دهد، تا آخرین نفس و آخرین قطره خون، سرباز او باشم و در جبهه بمانم.»(1)

«شهید محمد اسماعیل خرم دل» در وصیت نامه اش سفارش می کند:

مادر گرامی ام! من ماندم و جنگیدم و تا آخرین قطره خون بر میثاق خود ماندم، تا تو فردا بتوانی سربلند و باافتخار بگویی: مادر دو شهیدم و فرزندانم در راه نوکری اباعبدالله علیه السلام و امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف جان باختند.(2)


1- یعقوب توکلی، فرهنگ نامه جاودانه های تاریخ، دفتر یکم، ص13.
2- سالم جعفری، امام زمان و شهدا، ص199.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه