سربازان خورشید صفحه 302

صفحه 302

برادرِ «شهیدمحمدرضا ارفعی» نقل می کند:

به همراه برادرم به حمام رفتیم. تمام بدنش پر از ترکش، بخیه، زخم و کبودی بود. گفتم: ببین چه به روز خودت آورده ای؟! مدتی جبهه نرو تا زخم ها و جراحاتت التیام یابند. گفت: «تا انقلاب مهدی نهضت ادامه دارد. این نشانه های من است؛ اگر روزی پیکرِ بی سرم را برایتان آوردند، از نشانه های بدنم پی به هویتم ببرید.» به شوخی گفتم: اگر سرِ بی بدنت را برایمان آوردند که صورتت هم شناسایی نمی شد، چه کنیم؟ پشت گوشش را نشان داد و گفت: «پشت گوشم ترکش هست؛ مرا با آن شناسایی کنید!»(1)

بخشی از سخنرانی «شهیدصمد اسودی» در بین نیروهایش:

عملیاتی که در پیش است، من سخت ترین موقعیت آن را تقبل کرده ام و از فرماندهی لشکر خواستم تا گردان ما را وارد عمل کند. ای عزیزان! در برهه ای از تاریخ قرار گرفته ایم که هرکس در آن شرکت نداشته باشد، سرش کلاه رفته است و پشیمان خواهد شد. به همین قرآن قسم، تصفیه حساب یا کم شدن نیروهای گردان، هیچ تزلزلی در اراده ام در قبول مأموریت ایجاد نمی کند. شما سربازان امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف هستید. از ته قلب از او بخواهید، چراکه هیچ گاه سربازانش را رد نمی کند.(2)


1- یعقوب توکلی، فرهنگ نامه جاودانه های تاریخ، دفتر هفتم، ص54.
2- یعقوب توکلی، فرهنگ نامه جاودانه های تاریخ، دفتر یکم، ص18.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه