ترجمه الجمل و العقود فی العبادات صفحه 120

صفحه 120

چنین کسی، از جانب خود و هر کس نانخوار اوست، مانند: پدر، مادر، فرزند، هم سر، بنده، و میهمان مسلمان یا کافر ذمی زکاه فطر می دهد. و بر کسی که واجد نصاب مذکور نباشد پرداختن زکاه مستحب است.

زکاه فطر، بمجرد دخول ماه شوال، واجب می شود و در روز عید فطر، پیش از نماز عید، وقت آن تنگ و مضیق می گردد. [1].

مقدار آن، یک صاع [2] از یکی از اجناس هفتگانه [3] است: 1- گندم 2- جو


-----------------------------------

[1]- مالک وقت وجوب فطره را بروایتی، هنگام طلوع فجر روز عید و بروایتی غروب روز آخر ماه دانسته. ابو حنیفه قول اول و شافعی قول دوم را برگزیده است. آن چه در متن آمده بقول مؤلف در نهایه ص 199 گر چه افضل است اما انسان می تواند یک یا دو روز پیش از آن، یا از اول ماه رمضان، فطره را بدهد. و نیز به فرموده وی اگر در وقت مقرر به مستحق دست رسی نباشد فطره را جدا می کند و بعد از نماز یا فردای آن روز می دهد. و اگر با وجود مستحق، آن را تأخیر اندازد ضامن است، ولی اگر مستحق موجود نباشد و فطره را کنار گذارد در صورت تلف، ضامن نخواهد بود .. سزاوار است فطره را به امام، و در صورت نبودن امام، به فقها شیعه بدهد تا به اهلش برسانند، گو اینکه خود انسان نیز می تواند فطره را به مستحق بدهد. و انتقال آن، از شهری بشهر دیگر جائز نیست.

[2]- به طوری که در ص 178 گفته شد صاع، در حدود سه کیلو گرم است. [3]- در اصل جنس، و هم در مقدار آن، بین فقهاء اهل سنت اختلاف است از جمله ابو حنیفه تجویز نموده که از گندم، نصف صاع داده شود رک: بدایه المجتهد ص 272. مؤلف، در نهایه ص 198 می گوید بهترین چیز برای دادن فطریه، خرما سپس کشمش است و جائز است گندم، جو، برنج، کشک و شیر را بدهند، اما اصل کلی در فطره آنست که هر کس از قوت غالب خود بدهد، آن گاه قوت غالب بلاد را یاد کرده است. بدین کیفیت: اهالی مکه، مدینه،

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه