- سخن ناشر 1
- پیشگفتار 3
- بخش اول: ابعاد حج 5
- فصل یکم: اسلام دین همگانی و همیشگی 5
- فصل دوم: جایگاه حج در اسلام 8
- سیمای حج در قرآن کریم 12
- فصل سوم: حج در قرآن و سنت 12
- نکاتی درباره خطاب الهی ویژه حج 14
- سیمای حج در روایات 18
- عظمت حج در دعاهای ماه رمضان 24
- شرافت زمانیِ حج 26
- تنظیم قراردادها به نام حج 27
- فصل چهارم: حج، تجسّم اصول عقاید 28
- توحید مجسّم 28
- برجستهترین قرار در ایام حج 28
- وحی مجسّم 30
- معاد مجسّم 32
- اشاره 34
- فصل پنجم: ولایت، روح حج 34
- منشأ حرمت و عزت کعبه 35
- پیوند شئون حج با ولایت 37
- فصل ششم: چهره سیاسی حج 42
- حج نمایشگر حکومت والای اسلامی 42
- جلوه تامّ تبرّی از طاغوت 46
- محور برائت از مشرکان 48
- فصل یکم: میقات 50
- بخش دوم: اماکن حج 50
- وجوب احرام در میقات 50
- فصل دوم: حرم الهی 55
- اشاره 55
- امنیت حرم 57
- امنیت تکوینی 58
- امنیت تشریعی 61
- ساحت امن ولایت معصومان (علیهم السلام) 62
- ویژگیهای فقهی حرم 63
- فصل سوم: مکه 65
- الگوی مدینه فاضله 65
- برخی ویژگیهای فقهی مکه 70
- فصل چهارم: مسجدالحرام 71
- حرمت ویژه مسجدالحرام 71
- سرپرستی مسجدالحرام 73
- فصل پنجم: کعبه 75
- جایگاه محوری کعبه 75
- اشاره 77
- 1. جهانی بودن قرآن کریم 77
- محورهای اصیل وحدت 77
- 2. رسالت جهانی رسولاکرم 78
- 3. مرکزیت جهانی و جاودانی 78
- اشاره 79
- ویژگیهای کعبه 79
- اشاره 80
- یکم. تجلی عرش 80
- مراحل چهارگانه ارکان و معارف دین 81
- دوم. پایهگذاری کعبه بر توحید محض 84
- سوم. تأسیس پایههای کعبه بر خلوص ناب 85
- چهارم. مدار پاکی و مطاف پاکان 86
- پنجم. محور قیام و مقاومت 90
- اشاره 90
- نقش اعتقاد و اقتصاد در قوام جوامع 92
- ششم. خانه آزاد و محور آزادی 92
- هفتم. مظهر مساوات 94
- نهم. کانون اتحاد 95
- هشتم. مرجع همه انسانها 95
- دهم. کهنترین عبادتگاه همگانی 97
- یازدهم. برترین معبد 98
- دوازدهم. منشأ برکت 99
- چهاردهم. مصونیت کعبه 100
- سیزدهم. وسیله هدایت 100
- پانزدهم. ولایت، روح کعبه 101
- اشاره 104
- شانزدهم. نشان قبله 104
- قبله، بُعد تغییر ناپذیر کعبه 107
- قبله پیامبران (علیهم السلام) 108
- شرافت کعبه بر بیتالمقدس 109
- خصوصیات فقهی کعبه 110
- شمّهای از تاریخ کعبه 112
- فصل ششم: حجرالأسود 115
- راز تشبیه حجرالأسود به مقام رسولاکرم 115
- نزول حجرالأسود از بهشت 117
- شهادت حجرالأسود در قیامت 119
- فصل هفتم: حطیم و حِجْر اسماعیل 121
- فصل هشتم: مقام ابراهیم 125
- اشاره 125
- چگونگی شکلگیری مقام ابراهیم 128
- فصل نهم: زمزم 131
- فصل دهم: صفا و مروه 133
- فصل یازدهم: عرفات 135
- فصل دوازدهم: مشعرالحرام 137
- فصل سیزدهم: منا 139
- فصل یکم: سرّ عبادت 141
- عبادت، غایت خلق است نه خالق 141
- بخش سوم: مناسک حج 141
- عبادت، تنها وسیله شهود 143
- راهیابی به سرّ عبادت 145
- حقیقت انسان کامل، سرّ همه عبادات 145
- صورت باطنی حج 146
- فصل دوم: سرّ حجّ و ثمرات آن 146
- سرّ حج در سیر إلی الله 150
- زاد سفر حج 151
- تزکیه روح در پرتو شناخت اسرار 152
- هماهنگی سیرت حجگزار با سرّ حج 154
- سیرت حیوانی برخی حجگزاران 155
- اشاره 158
- فصل سوم: احرام 158
- حقیقت احرام 162
- پوشیدن جامه احرام 163
- نماز احرام 163
- غسل احرام 163
- نیّت 164
- حقیقت نیّت 166
- رهبانیت امت اسلامی 167
- تلبیه 167
- تجلّی توحید در تلبیه 168
- طرد جاهلیت باستانی و مدرن 169
- راز تلبیه 170
- مراتب و درجات تلبیه و لبّیکگویان 171
- محرّمات احرام 172
- ادب ورود به مسجدالحرام 174
- فصل چهارم: طواف 174
- ادب حضور 175
- طواف 177
- طوافِجاهلی 179
- استلام حجرالأسود 181
- فصل پنجم: نماز طواف 182
- اشاره 182
- تبرک به آب زمزم 184
- فصل ششم: سعی 186
- اشاره 186
- اسرار سعی 187
- اشاره 188
- فصل هفتم: تقصیر 188
- فصل هشتم: وقوف در عرفات 190
- اشاره 190
- برابری زن و مرد در تحصیل کمال 190
- اسرار وقوف 191
- عرفات، سرزمین دعا 195
- قُرب خداوند به بندگان 196
- بخشهایی از دعای عرفه امامحسین (ع) 198
- حضور امامزمان (ع) در حج 200
- فصل نهم: وقوف در مشعرالحرام 202
- اشاره 204
- فصل دهم: افاضه به منا و بیتوته در آن 204
- پیراستن مناسک از رسوم جاهلی 206
- حج، سرشار از نام و یاد خدا 208
- تفاوت مراتب حجگزاران 209
- فصل یازدهم: رمی جمرات 210
- فصل دوازدهم: قربانی 212
- اشاره 212
- نکاتی درباره قربانی و اسرار آن 214
- اشاره 216
- فصل سیزدهم: تراشیدن موی سر (حَلْق) 216
- استحباب دفن موی حجگزار در منا 217
- ورود و خروج صادقانه 218
- فصل چهاردهم: پایان حج 218
- حجّ مقبول 220
- رهنمودهای پیامبر در حجهالوداع 221
- فصل یکم: اتمام حج و عمره با زیارت 226
- اشاره 226
- بخش چهارم: زیارت 226
- فضیلت تشرّف به مدینه پس از حج 229
- فصل دوم: زیارت، حضور در بارگاه انسان کامل 231
- فصل سوم: زیارت، جلوهای از محبت 235
- فصل چهارم: ادب حضور 237
- فصل پنجم: ضیافت پیامبر 239
- اشاره 243
- فصل ششم: بیوت رفیع حق 243
- معرفت زائر 245
د. برای تأکید مطلب، بلافاصله بعد از «لله»، «عَلی» ذکر شده، که در اینجا نشان وجوب است.
ه-. از مکلّفان (1) دوبار نام میبَرد؛ ابتدا به صورت اجمال و عموم و سپس به نحو تفصیل و تخصیص. تأکیدی بودن چنین سیاقی از آن جهت است که مطلب را با بدلْ بیان فرمود و آوردن بدل به منزله تکرار است؛ یعنی به جای «لله علی المستطیع ...» فرمود: لِلَّهِ عَلَی النَّاسِ ... مَنِ اسْتَطاعَ. در اینجا برای «النّاس» بدل «بعض از کل» آورده شد.
و. درباره تارکان حج واجب نفرمود: «وَمَن تَرَکَ الحَجّ» بلکه از آنان به مَنْ کَفَر تعبیر کرده که این تعبیر بر اساس روایات به منزله «مَن تَرَکَ الحَجّ» است. (2) البته منظور از کفر در اینجا، کفر عملی است، نه کفر اعتقادی. در اینباره امامصادق (ع) فرمود: کسی که بمیرد و حج واجب خود را جز بر اثر گرفتاری شدید یا بیماری سختی یا منع حاکمی ترک کرده باشد، به آیین یهود یا نصارا از دنیا برود؛ «مَنْ مات ولَمْ یَحُجَّ حَجَّهَالإسْلام لم یَمْنَعْهُ مِن ذلک حاجهٌ تَجْحَف به، أو مَرَضٌ لایُطیقُ فیه الحجَّ، أو سُلطانٌ یَمْنَعُهُ فَلْیمُتْ یَهودیّاً أَوْ نَصرانیّاً». (3)
ز. جمله فَإِنَّ اللَّهَ غَنِیٌّ عَنِ الْعالَمِینَ در ذیل آیه شریفه برای اظهار بیاعتنایی به تارک حج است. یعنی خداوند سبحان نهتنها از تارکِ حج، بلکه از عالمیان بینیاز است.
1- 1 فراگیری و شمول حج چنان است که حتی طواف دادن نوزاد، مشروع و مستحب است، برخلاف سایر عبادات که به نظر برخی فقها انجام آنها در سنین خردسالی، تمرینی است.
2- 2 بحار، ج 69، ص 93 و 110.
3- 3 وسائلالشیعه، ج 8، ص 19. «فاء» تفریع در «فَلْیمُتْ یهودیاً أو نصرانیاً» نشانهای بر فوری بودن وجوب حج است؛ زیرا هیچکس از زمان مرگ خود آگاه نیست و هر لحظه چنان خطرِ هائلی محتمل است. از همینرو مستطیع نمیتواند نایب دیگری شود؛ زیرا هیچکس حق تأخیر حج از سال استطاعت را ندارد. اما اینکه مسلمانان پس از فتح مکه در سال هشتم هجری، با دو سال تأخیر، در سال دهم هجری حج گزاردند به سبب پیمانی بود که قبل از فتح مکه با مشرکان منعقد کرده بودند که وارد مکه نشوند؛ یعنی بر اثر نبودن استطاعتِ سبیلی راه، حج بر مسلمانان واجب نبود. از اینرو پس از فتح مکه، رسول اکرم ص در سال نهم هجری امیرمؤمنان امامعلی ع را به همراه گروهی از مسلمانان به حج فرستاد و خود نیز در سال بعد حج گزارد که به «حجةالوداع» معروف است.