جرعه‌ای از صهبای حج صفحه 188

صفحه 188

1. سعی بین صفا و مروه، به سوی حق دویدن است؛ چنان‌که تردّد بین آن دو کوه به معنای بودن در حالتِ ممدوحِ بین خوف و رجاست. (1) مؤمن همواره بین خوف و رجا به سر می‌برد، اگرچه شدت و ضعف آن دو در مقاطع مختلف زندگی او، متفاوت است و این سرّ در سعی بین صفا و مروه جلوه‌گر است.

2. سعی حج‌گزار و معتمر آنگاه که رو به جانب صفا دارد این است که خود را تصفیه کرده و از صفای الهی برخوردار شود و وقتی به سوی مروه می‌رود، سعی می‌کند تا مروّت و مردانگی به دست آورد؛ زیرا «مروه» رمز مروّت و مردانگی، و «صفا» نشان تصفیه و تهذیب روح است. چنان‌که امام‌صادق (ع) فرمود: «وَاصْفُ رُوحَکَ وَسِرَّکَ لِلقاء اللهِ یَوْمَ تَلْقاهُ بِوُقُوفِکَ عَلَی الصَّفا وَکُنْ ذامُرُوَّهٍ مِنَ اللهِ نَقیّاً أوْصافَکَ عِندَ المَرْوَه». (2)

اصل و منشأ تشریع این رفت و آمد آن است که، هاجر به امید یافتن آب برای نوزاد خود، هفت بار از کوه صفا به مروه و از مروه به صفا آمد، (3) لیکن سرّ سعی، همان‌گونه که بیان شد، نیل به صفا و باریافتن به مروّت و مردانگی است. بنابراین، حج‌گزار و معتمرِواقف و نائلِ به سرّ سعی، دیگر چونان جوانمردان به سوی کار ذلیلانه دست دراز نمی‌کند. چنان‌که سرور آزادگان امام‌حسین (ع) فرمود: نه پای گریز دارم و نه دست تسلیم و ذلت به کسی خواهم داد؛ «لاوَاللهِ لاأُعطیکُمْ بِیَدی إعْطاءَ الذَّلیلِ وَلاأفِرُّ فِرازَ الْعَبیدِ». (4)

فصل هفتم: تقصیر

اشاره


1- 1 ر. ک: همین کتاب، پانوشت صفحات 171- 174 حدیث شبلی.
2- 2 بحار، ج 96، ص 124.
3- 3 در برخی روایات وجه دیگری نیز برای اصل و منشأ تشریع سعی بیان شده است. بر پایه این نقل، در وادی بین صفا و مروه شیطان مکرر بر ابراهیم خلیل‌الرحمان ع ظاهر می‌شد و آن حضرت که از گفتگوی با شیطان کراهت داشت برای مواجه نشدن با او از این‌سو بدان‌سو می‌رفت وسائل‌الشیعه، ج 8، ص 170؛ بحار، ج 12، ص 108.
4- 4 بحار، ج 44، ص 191 و در ج 45، ص 7، جمله اخیر، «لا أقرّ لکم إقرار العبید» نقل شده است.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه