تحریف اسامی اولاد معصومین علیهم السلام صفحه 88

صفحه 88

هَدَرَتْ ثُمَّ قَرَّتْ(1).

بخدا سوگند پسر ابی قحافه خلافت را مانند پیراهنی پوشید و او بخوبی می دانست من برای خلافت مانند قطب وسط آسیا هستم از من (علوم و کاردانی و معارف) چون سیل جاری می شود هیچ پرواز کننده ای (در علم و معرفت، به بلندای رفعت من نمی رسد، جامه خلافت را در آن شرایط (که مردم او را ترجیح دادند) رها و از آن کناره گرفتم، و در کار خود اندیشه می کردم با دست خالی و بدون یاور اقدام کنم یا بر تاریکی کوری (جامعه و مردم) صبر نمایم که در آن پیران را فرسوده و کودکان را پیر می کند و مؤمن رنج می بیند تا بمیرد، دیدم صبر خردمندی است، در حالی صبر کردم که خاشاک چشمانم را و استخوان گلویم را آزرده می ساخت، میراث خود را به تاراج رفته می دیدم.

تا آنکه اولی (ابوبکر) راه خود را به آخر رساند (بعد از دو سال و سه ماه و دوازده روز) و بیش از مرگش خلافت را به آغوش ابن خطاب انداخت. جای شگفتی است که در زمان حیاتش به مردم می گفت: مرا رها کنید، از شما بهتر نیستم و حال آنکه علی علیه السلام در میان شماست ولی چند روز از عمرش مانده وصیت به عمر کرد. این دو خلافت را مانند دو پستان شتر بین خود قسمت کردند. او خلافت را در محلی ناهموار و خشن قرار داد. او سخنانش خشونت بار و همراه زخم زبان بود، دیدار با او رنج آور و اشتباهاتش بسیار، عذر خواهی اش بیشمار بود، مصاحب با او گویی سوار

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه