حج 25 صفحه 505

صفحه 505

الف) اختلاف در ثبوت هلال ذی حجه در مکّه‌

-1


1- 1. سفرنامه حسام السلطنه، ص 105.

ازرقی می‌گوید:الحزورة: «سوق مکّة، و کانت بفناء دار أُمّ هانی ابنة أبی طالب التی کانت عند الحنّاطین فدخلت فی المسجد الحرام» .... زبیدی می‌نویسد:... فی روض السهیلی: «هو اسم سوق کانت بمکّة و أُدخلت فی المسجد لمّا زید فیه» ... یاقوت حموی هم بیان می‌کند:الحزورة کانت سوق مکّة، و قد دخلت فی المسجد لمّازید فیه». از این کلام ابن بابویه: «... موضع النحر» نیز فهمیده می‌شود که حزوره محل قربانی اهل مکه بوده است. چنان که ازرقی و حموی و زبیدی تصریح کرده‌اند «حزوره» از چند قرن پیش داخل و جزء مسجد الحرام شده و دیگر قربانی کردن در آنجا ممکن نیست. با این وصف، یکی از فقیهان بزرگ معاصر- به پیروی از ابن بابویه و فقیهان دیگری که از آنها نام بردیم- در مناسک عربی خود (ص 116) نوشته‌اند:ما یلزم الحاجّ من الفداء فی إحرام الحجّ ینحره أو یذبحه بمنی، و إن کان فی إحرام العمرة فبمکّه بالموضع المعروف بالحزورة.ب) یکی از مستحبات ورود به مسجد الحرام را داخل شدن از باب بنی شیبه دانسته‌اند، چون بت هُبَل در آنجا دفن شده است. شهید اوّل رحمه الله در این خصوص می‌گوید: «و یدخله


2- 2. تاریخ مکّة، ازرقی، ج 2، ص 294، به نقل از قاموس الحرمین الشریفین، ص 98 و أخبار مکة، فاکهی، ج 4، ص 206.
3- 3. تاج العروس، ج 11، ص 10، «حرز».
4- 4. معجم البلدان، ج 2، ص 255.
5- 5. شیخ صدوق از حضرت امام صادق ع نقل می‌کند: «... هبل الذی رمی به علی ع من ظهر الکعبة لمّا علا ظهررسول الله ص فأمر به فدفن عند باب بنی شیبة، فصار الدخول إلی المسجد من باب بنی شیبة سنّةً لأجل ذلک» الفقیه، ج 2، ص 154، ح 668.

علامه محمد تقی مجلسی (أعلی الله مقامه) در شرح فقیه گوید:حضرت فرمودند که: «آن بت را دفن کردند نزد باب بنی شیبه» که از جهت علامت آن در، طاقی زده‌اند قریب به زمزم. و از این جهت است که سنت است که از آن در داخل مسجد الحرامِ زمان آن حضرت شوند؛ چون الحال آن طاق در میان مسجد است. شهید ثانی (ره) ذیل این سخن علامه حلّی در إرشاد الأذهان: «و یستحبّ ... دخوله من باب بنی شیبة» فرموده است: «و هو الآن داخل فی المسجد موازیاً لباب السلام بقرب الأساطین» شهید ثانی در سایر آثار فقهی اش یعنی مسالک الأفهام، الروضة البهیة، حاشیة الشرائع و مناسک الحج و العمرة، نیز متذکر این نکته شده است:- هو الآن داخل فی المسجد بإزاء باب السلام، و لیس له علامة تخصّه، فلیدخل من باب السلام علی الاستقامة إلی أن یتجاوز الأساطین؛ فإنّ توسعة المسجد من قربها ... - و هو الآن فی داخل المسجد بسبب توسعته، بازاء باب السلام عند الأساطین. - هو الآن داخل فی المسجد بإزاء باب السلام، فلیدخل من باب السلام علی الاستقامة إلی أن یتجاوز الأساطین لیصادفه ...

در توضیح سخن شهید بزرگوار می‌افزایم که: از زمانهای پیش از شهید تا نزدیک زمان ما، یعنی حداقل تا یکصد سال پیش، در نزدیکی مطاف- یعنی نزدیک محدوده بین مقام و کعبه شریفه- ستونهایی بوده است که به آنها چراغ آویزان می‌کرده‌اند و منظور شهید از «اساطین» همین ستونها است که اگر کسی مستقیماً از باب السلام می‌آمده تا از این ستونها بگذرد از باب بنی شیبه عبور می‌کرده است. رفعت پاشا تصویری از طاقی نیم دایره که علامت موضع باب بنی شیبه بوده در مرآة الحرمین (ص 217) درج کرده، و در توضیح ستونهای یاد شده و باب بنی شیبه می‌نویسد:... گرداگرد مطاف بر روی سنگها، ستونهای مسّی زرد رنگی قرار دارد که ... قندیل‌ها بدانها می‌آویزند .... در کنار مطاف .. در سمت جنوبی گنبدی بر روی چاه زمزم ساخته شده است. در شمال چاه، درب بنی شیبه قراردارد که این درب به صورت طاقی نیم دایره بر دو ستون از سنگ مرمر ساخته شده است .... و آن هنگام که تمامی این قندیلها که در اطراف کعبه قرار گرفته روشن شود، منظره بس زیبایی را به وجود می‌آورد. ... میان ستونهای مطاف 257 عدد قندیل قرار دارد ... این شمارش در سال 1320 ق توسّط اینجانب به عمل آمد .... در سال 232 ق به دستور واثق باللَّه عباسی ده ستون چوبی در اطراف مطاف قرار داده شد ... تا طواف کنندگان از نور آن استفاده کنند ... پس از آن مجدّداً تغییراتی در

از برخی منابع تاریخی هم فهمیده می‌شود که باب بنی شیبه نزدیک چاه زمزم و روبه روی مقام ابراهیم بوده و از چند قرن پیش داخل مسجد شده و روبه روی باب السلام آن زمان بوده است. شیخ انصاری (م 1281) هم بیش از صد و چهل سال پیش به پیروی از فقیهان پیشین در مناسک خود می‌گوید:و چون داخل شود از در بنی شیبه وارد شود و گفته‌اند که آن در الحال برابر باب السلام است، باید که چون از باب السلام داخل شود راست بیاید تا ستونها .... شاید این سخن شیخ: «گفته‌اند که آن در الحال برابر باب السلام است» اشاره به توضیح شهید ثانی باشد که فرمود: «و هو الآن داخل فی المسجد بإزاء باب السلام فلیدخل من باب السلام علی الاستقامة إلی أن یتجاوز الأساطین».بی تردید، مسجد الحرام از زمان شهید تاکنون بلکه از زمان شیخ انصاری تا الآن چند بار توسعه یافته و مشخصات آن زمان با وضع فعلی مسجد تناسبی ندارد. یعنی باب بنی شیبه فعلی (باب شماره 26) و باب السلام کنونی (باب شماره 24) که هر دو در کنار و خارج مسعی واقع شده‌اند. هیچ کدام باب بنی شیبه و باب السلام سابق نیستند. به عبارتی، باب السلام فعلی بعد از توسعه سعودی، نامگذاری جدید شده و مقابل باب بنی شیبه نیست و بنای فعلی قسمت قدیمی مسجد که از یادگارهای دوره عثمانی است پس از زمان شهید ثانی (م 965) ساخته شده است. بنابراین طبیعی است که وصف شهید از چگونگی مسجد، با وضع فعلی آن تفاوت داشته باشد.با این همه تغییراتی که در بنای مسجد الحرام از زمان شهید تاکنون ایجاد شده، باز هم در مناسک‌های فعلی می‌بینیم که همان عبارات قدیمی درج شده است. مثلًا در مناسک

ملاحظه می‌شود تعبیر «در حال کنونی» که در عبارت شهید ثانی (م 965) آمده و شاید پیش از شهید هم وضع این گونه بوده به همان شکل در مناسک‌های زمان ما نیز درج شده است در حالی که امروزه هرکس این عبارت را بخواند، چنین می‌فهمد که مراد از آن، باب السلام فعلی مسجد (باب شماره 24) است و کسانی که می‌خواهند به این مستحب عمل کنند، از باب السلام فعلی داخل می‌شوند.عبارت برخی از مناسک‌های مراجع فعلی (دامت إفاضاتهم و أفاض الله علینا من برکات أنفاسهم) نیز چنین است:- و هنگام ورود، از در بنی شیبه وارد شود و گفته‌اند که در بنی شیبه در حال کنونی مقابل باب السلام است. بنابراین، خوب است که از باب السلام وارد شده و مستقیماً بیاید تا از اسطوانات بگذرد.- و یقال: إنّ باب بنی شیبه یحاذی الآن باب السلام، و لهذا یُحَبّذ أن یدخل الشخص من باب السلام و یتوجّه بصورة مستقیمة إلی أن یتجاوز الأُسطوانات.- ... الدخول من باب بنی شیبه، و هو الآن داخل المسجد الشریف بعد ماجری علیه التوسیع، و هو مقابل باب السلام علی الظاهر .آنچه ذکر شد، از باب نمونه بود و غیر از این موارد، برخی تغییرات مکانی دیگر نیز در مناسک‌های امروزی مدّ نظر قرار نگرفته است.ج) در مناسک یکی از فقیهان بزرگ معاصر (چاپ 1379 ش/ 1421 ق) در بخش

بی‌تردید در دوران قدیم و پیش از انقلاب با نبود امکانات و ابزارهای گوناگون، این گونه سهل انگاریها طبیعی بود ولی امروزه دیگر پسندیده نیست. نمونه‌هایی که بیان شد موضوع بعضی از احکام مستحب بود و در خصوص جاهایی که موضوع احکام واجب اند- مانند جمرات- موضوع‌شناسی، اهمیت بیشتری پیدا می‌کند. بدون شک، اطلاع فقیه از چگونگی وضع جمرات در زمان معصومین علیهم السلام و تغییر و تحوّل آن تا زمان ما، در استنباط احکام آن تأثیر خواهد داشت. یکی از عالمان معاصر که تقریباً از پنجاه سال پیش تاکنون بارها به حج مشرف شده است می‌گفت: یکی از مراجع، رمی جمره را از طبقه بالا صحیح نمی‌دانست به او گفتم: جمره عقبه- دهها سال قبل- در ته یک درّه واقع شده بود، نه بر سطح فعلی، و شاید اکنون دهها متر بالاتر و مرتفع‌تر از موضع وسطح قبلی‌اش باشد. بنابراین در زمان معصومین علیهم السلام هم جمره بر سطح فعلی نبوده که گفته شود: رمی قسمت طبقه پایین صحیح و رمی طبقه بالا غیر صحیح است.ایشان می‌گفت: «آن مرجع، استدلال مرا پذیرفت و رمی از طبقه بالا را کافی دانست».

، و اعتماد مردم هر کشور به تقویم و افق کشور خود، بدون توجه به اختلاف افق.3. اعلان ثبوت هلال در کشورهای مختلف به وسیله رسانه‌ها و عنایت مردم هر کشور به ثبوت آن در کشور خود.4. رؤیت هلال ذی‌حجه در کشور مبدأ و سپس عزیمت به مکّه، و محاسبه ایام در مکّه طبق رؤیتِ نقطه مبدأ.

در پاره‌ای از سالها، انگیزه برای اعلام ثبوت هلال برخلاف واقع، وجود داشته است؛ یعنی در سالهایی که روز عرفه با روز جمعه یکی و شنبه عید قربان می‌شده که سنّیان حج آن سال را حج اکبر می‌نامیدند و در نتیجه رؤسای مکّه نفع مادی بیشتری می‌بردند. حسام السلطنه نوشته است:گویند هر سالی که قاضی آنها اثبات این مطلب کرده، حج را به اصطلاح آنها حج اکبر ساخت، از جانب دولت علیّه عثمانی وظیفه کلّی به او عطا شد که در نسل او باقی و برقرار بماند. ولی آنچه در کتب احادیث ذکر شده [اینکه حج اکبر سالی بود که مسلمین و مشرکین هر دو به زیارت خانه خدا فائز و نایل شده‌اند. برای تأمین این منظور، اگر روز عید به‌طور طبیعی مصادف با یکشنبه می‌شد، از قبل در رؤیت هلال طوری برنامه ریزی می‌کردند که ماه یک روز زودتر آغاز شود و عید به شنبه بیفتد و طبعاً روز جمعه و عرفه یکی شده و حج آن سال، حج اکبر شود.عبدالحیّ رضوی کاشانی (م بعد از 1152) در فصل هفتم حدیقة الشیعه گوید:

-2


2- 2. حدیقة الشیعه رضوی مخطوط، و نسخه خطی آن به شماره 1124 در کتابخانه آیةالله مرعشی موجود است. فصل دهم این کتاب راجع به غناست که آن را در میراث فقهی 1: غنا، موسیقی، ص 1731- 1719 درج‌کرده‌ایم. فصل هفتم کتاب مزبور درباره سالهای حج اکبر سنّیان است که اگر رؤیت هلال برای شیعه ثابت نمی‌شد برای آنها مشکل پیش می‌آمد. رک: صفویه در عرصه دین، فرهنگ و سیاست، ج 3، ص 1082- 1085.

باری، چون در صورت اختلاف در ثبوت هلال و روز عرفه و عید، شیعیان معمولًا نمی‌توانسته‌اند در وقت شرعی طبق تشخیص خود وقوف کنند مشکلاتی گاه عظیم برای آنان پیش می‌آمده است. اکنون به مواردی از این اختلاف اشاره می‌کنم:1. عبدالحیّ رضوی در کتاب پیشگفته می‌نویسد:در طول عمر ما، فراوان این مشکل پیش آمده و شده است که قاضی مکّه، با شهادت یک حاجی مغربی، حکم به ثبوت رؤیت هلال می‌کند و دشواری از اینجا آغاز می‌شود که به شیعه اجازه نمی‌دهند به موقع در عرفات وقوف کند. یک بار سیّد فاضلی به حج رفت و شاهد بود که هیچ کس به رؤیت هلال شهادت نداده است، چون محرم شده بود تا سال آینده در مکّه مجاور ماند و پس از گزاردن حج به شهرش بازگشت.

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه