حجاز درصدر اسلام صفحه 132

صفحه 132

قصیل و چغندر یاد شده. «(1)» در مدونه از کنجد و تخم گشنیز و هویج و چغندر و نیشکر و سبزی و خربزه و خیار وخلر و یونجه، سخن رفته است. «(2)» و شافعی از قنبیط (قنبید) و کاسنی و تره تیزک و خیار و بادنجان و خربزه و هندوانه و نیشکر و نی شیرین و شکر تیغال و تره یا گندنا یاد کرده و نیز از گاورس و ارزن و برنج و ارزن سرخ و نوعی گاورس که آن را ذره نطیس گویند و گویند مردم در سالهای قحطی ارزن می‌خورند.

گندم و جو

به هنگام ظهور اسلام در مدینه جو می‌کاشتند. جو قوت غالب مردم بود. اما گندم، زراعت آن اندک بود و از شام و یمامه وارد می‌کردند. پس از اسلام در مدینه هم گندم کاشتند و نیز در جاهای دیگر. در مدینه اراضی طلحه گندمکاری بود و مزارع معاویه در مدینه هر سالصد هزار وِسْق محصول می‌داد. عرّام گوید: در وادیصحن و در بَیْضان نیز گندم کشت می‌شد. از حَوره یمانیه عسل و گندم به مدینه حمل می‌شد و آنها از ناحیه وقر می‌آمدند. «(3)» در الأم از گندم میسانی و شامی و مصری و یمنی و گندم سیاه سخن رفته است. «(4)» اما در مدینه از گندم قهوه‌ای که از محصولات شام است یاد شده و نیز از گندم سفید که از مصر می‌آمده و در کتب حدیث ذکر سمراء الشام (گندم قهوه‌ای شام) آمده است.

در کتب حدیث نیز از اندک بودن گندم در مدینه در عصر رسول خدا (ص) حکایت شده. و نیز روایت شده که رسول خدا (ص) فرمود زنهار نان گندم مخورید که به شکر آن قیام نتوانید کرد. «(5)» و نیز در حدیث آمده است که رسول خدا (ص) خاندان خود را از نان گندم سیر ننمود. گندم از یمامه به مکه می‌آوردند.

اما جو، زراعتش شایع بود و خوراک همه مردم بود. در حدیث از اسودان (دو سیاه)


1- - المدونه ج 9، ص 35، 59، 61؛ الام ص 15 و 18.
2- - المدونه ج 9، ص 109، ج 12، ص 32.
3- - سمهودی ج 2، ص 296.
4- - الام، ج 3، ص 84.
5- - الموطّأ ص 27، بخاری، ص 27 و 38.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه