حجاز درصدر اسلام صفحه 310

صفحه 310

جعل عبارت از مبلغی است که کسی داوطلب جنگ می‌شود و به جنگ می‌رود از عطای آنکه در جنگ شرکت نکرده می‌ستاند. مالک می‌گوید که در مدینه مردم تجاعل می‌کردند بدین گونه که کسی که نمی‌خواست به جنگ برود، مالی به دیگری می‌داد تا به جای او رود. بدین گونه امورات مردم می‌گذشت. «(1)» جعائل غالباً میان کسانی بود که نامشان در دیوان عطا بود. مالک برای این دسته تجاعل را جایز دانسته.

کسی که مقرر شده به جنگ بسیج شود، می‌تواند نرود، حق او هم در عطا حفظ شود.

بدین گونه که کسی را بدل خود بفرستد که او را در دیوان عطا نام نیست و مزدی به آن بدیل بدهد. در جنگهای داخلی استخدام بدیل رایج بود. ابو مِخْنَف گوید: چون عبداللَّه‌بن زبیر در حجاز سر به شورش برداشت، یزید بن معاویه عمرو بن سعید اشْدَق را به مدینه فرستاد. عمرو بر ضد عبداللَّه لشکری بسیج کرد که بیشتر سپاهیانش از بدیلان بودند که به ابن زبیر دوستی می‌ورزیدند. «(2)» محتمل است که این بدیلان یا بیشتر آنها، از کسانی بودند که نامشان در دیوان عطا نبود. اینان را روادف نیز می‌گفتند.

عطا زندگی کسی را که عطا می‌گرفت تأمین می‌کرد؛ از این رو مردم می‌کوشیدند که نامشان در دفتر عطاء ثبت شود. بعضی هم بودند که به گرفتن عطا رغبتی نشان نمی‌دادند. یا به سبب مخالفتشان با دولت و یا نمی‌خواستند ملزم به وظایف گیرندگان عطا شوند. نام کسانی در تواریخ آمده است عطا را رد می‌کردند یا نمی‌خواستند نامشان در دفتر عطا ثبت شود. ابن سعد به سندی از عُروة بن زبیر روایت می‌کند که چون عمر کشته شد، زبیر بن عوّام نام خود از دیوان عطا بزدود. نیز روایت شده که عبداللَّه بن مسعود دو سال بود که عثمان عطای او را قطع کرده بود، از زبیر مدد خواست. زبیر نزد عثمان آمد و گفت که زن و فرزند او به این عطا نیازمندند. عثمان عطایی به مبلغ بیست هزار درهم به او داد. و نیز روایت کند که سعید بن مسیب را سی و چند هزار درهم عطا در بیت المال مانده بود. او را خواستند که بستاندش. گفت: مرا بدان نیاز نیست تا خدا میان من و بنی مروان حکم کند. «(3)»


1- - لسان العرب ماده« جعل».
2- - طبری، ج 3، ص 162.
3- - ابن سعد، ج 2- 1، ص 12.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه