حجاز درصدر اسلام صفحه 311

صفحه 311

چون عبدالواحد نصری پس از خروج حمزه خارجی برای مردم مدینه ترتیب عطا داد، انَس بن عِیاض گفت: من در میان کسانی بودم که نامم را نوشته بودند ولی آن را خط زدم. «(1)» ابن سعد به سند خود گوید: که ابان بنصالح بن عُمَیر بر عمر بن عبدالعزیز داخل شد.

عمر از او پرسید که نامت در دیوان هست؟ گفت: با جز تو ناخوش دارم ولی اگر با تو باشم خشنودم. عمر برای او فرضی معین کرد. «(2)» ولی این نمونه‌ها بر همه مسلمانانصادق نیست. در تاریخ نشانه‌هایی داریم که از عطا بسی شادمان می‌شدند و بر آن اعتماد می‌کردند و راغب آن بودند و ضرب المثل شده بود که فلان، آن قدر مشتاق بلاء است که شما مشتاق عطایید. «(3)» طبری گوید: در آن هنگام که واقعه حَرّه رخ داده بود، مُسلم بن عُقْبه به مردم شام گفت:

هر کس بدان رغبت ورزد، عطایش راقطع می‌کنیم وبه دور ترین ثغری از ثغور روانه‌اش سازیم. «(4)» چون مردم بر ضد عمال عثمان دست به اقدام زدند، عثمان عمال خود را گرد آورد و گفت بر مخالفان سخت بگیرید و با لشکرهایی به مرزهای دور فرستید یا عطایشان را قطع کنید تا به شما محتاج شوند و اطاعت کنند. «(5)» معلوم می‌شود بیشتر کسانی که از گرفتن عطا سر باز می‌زدند، بازرگانان بودند و پیش از این گفتیم که عمر بن عبدالعزیز از والی خود در مدینه خواست که برای بازرگانان عطا مقرر ندارد. زیرا کار بازرگانی همه وقت بازرگان را اشغال کرده و او را آنقدر تأمین می‌کند که دیگر به عطایش نیازی نیست. گفتیم که آنچه عمر بن عبدالعزیز فرمان داد، بدعت نبود بلکه رسمی قدیم بود. عطا برای کسانی بود که به جنگ هم می‌رفتند و بازرگانان کارهای خود را بر رفتن به جنگ ترجیح می‌دادند. این رسم تا عصر عباسی وجود داشت. زیرا روایت شده که بنی سَحْبَل بن محمد بن ابویحیی را چند پسر زاده شد. اینان خاندانی بازرگان بودند. والی مدینه عبدالصمد بن علی به آنها پیشنهاد عطا کرد. گفتند که ما مردمی بازرگانیم و نیازی به دخول در


1- - طبری، ج 2، ص 1983.
2- - ابن سعد، 3- 2، ص 12.
3- - ابن سعد، ج 3- 2، ص 12.
4- - طبری، ج 2، ص 414.
5- - مسکویه تجارب الامم، ص 476 طبقه کایتانی.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه