زمزم یاد: مجموعه اشعار مسابقه بزرگ شعر حج صفحه 10

صفحه 10

ص: 19

بقیعِ غریب‌

می‌گرددم دو دیده پریشان و جان، غریب در منظری که نیست به هفت آسمان، غریب

یا رب بقیع، قطعه‌ای از آسمان توست پیچیده در غبار زمین و زمان، غریب

آن گوهری که بود مَلک خادم درش خفته‌ست در کنار حَرَم، بی‌نشان، غریب

این خاک، میزبان پریشان کربلاست مانده‌ست در حضور تو، ای آسمان، غریب

اینجا مزار صادق آل محمد صلی الله علیه و آله است تنها، میان گردش چشم جهان، غریب

در خلوت است بارگه باقرالعلوم علیه السلام همچون مزار مادر زخمی، جوان، غریب

این سوی میله، مرقد اولاد مصطفاست و آن سو، نگاه غمزده زائران، غریب

این محرمان پردگی عرش ذوالجلال اینسان فتاده‌اند در این خاکدان، غریب

اشک است اینکه می‌چکد از آستین ابر مِهر است اینکه مانده در این آستان، غریب

می‌گردد آسمان، به طوافی همیشگی بر این مدار غربت و بر این مکان، غریب

یا رب چه حکمتی‌ست در این قطعه شریف مهمان غریب و بارگه میزبان، غریب

یارب کرامتی! که زنم بوسه بر بقیع سر را نهم به خاک و بگویم بر آن غریب

حسین اسرافیلی- تهران

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه