- مقدّمه 1
- فصل اول: اشعار منتخب 4
- بیانیه هیأت داوران مسابقه سراسری شعر حج 4
- بقیعِ غریب 10
- خلق چرخیدند ... 11
- زمزم یاد 11
- راهب معبد بهاران 12
- شطی از ستاره و فانوس 16
- مهر بقیع 18
- بقیع 19
- بگو ببخش نفهمیدهام ندید بگیر 19
- کبوتری از نژاد حیرت 21
- هنوز هم 21
- حج سراسر همه یادآوری از تاریخ است 22
- بوسه بر لب سنگ 26
- رمی جمرات 27
- ترانه «حجّ» 28
- خداحافظی 28
- حرف تمام شعر 28
- برکه 30
- لبیک 31
- نماز مدام 32
- یک تماشا قسمت ما کن ... 32
- آستانه او 32
- سفر عشق 33
- شکوفه قرآن 34
- فصل دوم 34
- احرام دل 36
- زخم مدینه 38
- عطر حضور 39
- منجی سبز 39
- عقیق نیلی 40
- دوبیتی 40
- آیینه و سنگ 42
- زیبای زمزم ریز 42
- حج ابراهیمی 43
- خار در گلزار 46
- حس و حال زائر 47
- لبیکترین چشمه 47
- ستاره شب یلدا 48
- فصل عرفان 48
- نشان یار 49
- طواف 49
- مدینه 51
- مثنوی محاورهای 51
- بلال، بلبل باغ بهار 54
- ارمغان حقتعالی 56
- طواف 56
- احرام 57
- خسی در میقات «1» 57
- بازترین راه به سمت خدا 58
- طواف 59
- ساحت پرواز 63
- بقیع 64
- یاد تو 64
- قبله چهارسو 65
- این باغ را دوست دارم 65
- برای بقیع 66
- دوبیتی 67
- زمینِ آسمانی 68
- خورشید مدینه 69
- عرفات 69
- امامان معصوم بقیع 69
- عطر باران 70
- شوق تسلیم 71
- سلام بر مدینه 72
- فرصت دیدار 73
- نقطه عطف 79
- طواف عشق 80
- پرنده ایوان تو 80
- شبهای ماه و نخل 82
- مثل لحظه آغاز 83
- دیدنیهای الهی جلوه کرد 84
- عطر صلوات 85
- پلههای ابر 86
- احرام عشق 86
- خاطرات حرم 87
- کعبه آمال یا خواب و خیال؟ 94
- شهر پیغمبر گلها 96
- مژده وصل 97
- تیغ بر حلق هرچه تعلّق 97
- سفر حج 98
- پرورش اخلاق اسلامی در سفر مقدس حج 102
- راز و رمز عرفانی حج 103
- روح حج 104
- ابعاد سیاسی حج 105
- وحدت اسلامی در حج 105
- دعا و نیایش در حج 106
- زیارت پیغمبر خدا و ائمه بقیع علیهم السلام در سفر حج 107
- خطاب به حضرت مهدی موعود 107
- اشک فشانیم برای بقیع 108
- توصیف حال وداعکنندگان با حرمین شریفین 109
- لحظه جدایی چقدر سخت است 110
- حج فقط راهی برای وصل توست 111
- کسی به گردن بتها طناب میبندد 111
- فیض دیدار 113
- محمّد صلی الله علیه و آله 113
- حال و هوای زائران در مدینه 114
- دُرِ دُردانه 115
- نجوایی با کوه احد 116
- آهنگ مرغ دل 118
- لبیک ... 120
- غزل 120
- غزل 120
- غزل 120
- واژه سبز 123
- حج 124
- هو العشق 131
- شوق دیدار 131
- مسجد امید 132
- حجةالوداع پیغمبر صلی الله علیه و آله 135
- جستجوی اسماعیل 137
- پیچک و پنجره 138
- بدون ایستگاه، بدون توقّف! 140
- آرزوی قدیمی 142
- سورههای اشک 143
- شوق دیدار مدینه 144
- کعبه دوست 145
- در فرصت کعبه 146
- خانه دلدار 146
- کاروان راه شیری 147
- بیت عتیق 148
- پَریخانه عشق 148
- طوافی گرد شبنم 151
- بقیع تو دل دلدادگان سوخت 152
- رباعیات 156
- بُغض بقیعستانی 156
- حضور عشق 157
- خانه خدا 157
- هبوط رحمت حق 158
- میقاتت کجاست 158
- هفت آب عشق 159
- یاهو 160
- حاجی کوچولو (احکام حج برای کودکان با زبان شعر) 161
- کبوتران حرم 179
- کعبه قبله دلها 180
- سرزمین عشق 180
- ساقه پیچک 181
- شیدای شاهد طریق بیت العتیق 184
- درد دلای بیصدا 185
- پشت ستونها 186
- احرام عشق 187
- شعلههای تجلی 188
- تمام درددلهای غریبی 188
- شبهای مسجدالحرام «1» 189
- مدینه 190
- مهمانِ حرم 190
- خسی در میقات 192
- جذبه مهر 192
ص: 129
مینشیند بر مشامم بوی یاس ای دریغا نیست پیدا کوی یاس
یاد زهرا کرده، زاری میکنم اشک را از دیده جاری میکنم
تا بگیرم در صف محشر شفیع میروم از جان و دل سوی بقیع
خلوتی با اهل آنجا میکنم عُقدهها را یکبهیک وا میکنم
بوی غربت میدهد خاک بقیع حمد من بر مردم پاک بقیع
بانگ کوچ آید ز هر سو در سماع خفتگان زنده در دل، الوداع
شهر پیغمبر پُر است از یادها بهر حق، از عمق جان فریادها
بانگ جانم گشته آوای بلال میشود روحم در این کوثر زلال
آه! ترک دوستداران مشکل است اینکه باید رفت، باری بر دل است
من که لاف عشق و مستی میزنم چون از این حال و هوا دل بر کنم؟
یاریم کن پس تو ای دادار پاک تا ببینم باز هم این آب و خاک
در ره این عشق و مستی تا ابد از خدای کعبه میجویم مَدد
ما همه فانیّ و باقی جمله او «کلُّ شیءٍ هالک الّا وَجهَه»
اوست مقصود از طواف و سعی و حج هر که پندارد جز این، رفته به کج
گشته ذکرم حمد ربّ العالمین عبد او هستم، هم از او نستعین
چون نیاید حال این دل در کلام «پس سخن کوتاه باید، والسّلام»
علی فردوسی- اصفهان
غزل
مفهوم بیریای نگاهم، خدا تویی نور شب بلند سیاهم، خدا تویی
مضمون بینظیر غزلهای زندگی سد بزرگ رود گناهم، خدا تویی
درماندهام میان شبی ساکت و حریص در این زمانه پشت و پناهم، خدا تویی
تاریکی کویر زمانه چه میکند! تنها چراغ روشن راهم، خدا تویی
خورشید مهربان شب تار من بتاب مرهم برای غربت آهم، خدا تویی
غزل
از لطف شما هوای خوابم آبیست از آبی چشمه تا سرابم آبیست
از مرثیه گناه دل کنده دلم آوای ترانه ثوابم آبیست
هر لحظه و هر کجا که پرسش گل کرد در دست شما گل جوابم آبیست
در حسرت دیدن گلی رؤیایی بیتابی سرخ التهابم آبیست
آنقدر عزیز و آبی و پرمهری کز نام تو خط به خط کتابم آبیست
سمیه قاسمی- استان گلستان
غزل
گل میکند سودای تو در باور من فکر رهایی از زمانه در سر من
در فصل بیپرواز دستان زمانه پر میزند با شوق تو بال و پر من
در نوبهار هر غزل نام تو آمد صفحه به صفحه در تمام دفتر من
روزی که چشمانت به دل آتش بریزد از عشق تو دم میزند خاکستر من
تو ابتدا و انتهای عشق هستی با من بمان ای اوّل و ای آخر من
سمیه قاسمی- استان گلستان
لبیک ...
به نام خداوند عشقآفرین
خداوند روزیده راستین
خدایی که بخشنده و رهنماست
به مهرش دل مسلمین آشناست
به نام خدایی که هستی از اوست