زمزم یاد: مجموعه اشعار مسابقه بزرگ شعر حج صفحه 124

صفحه 124

ص: 133

می‌شناسی صفای آینه را مثلِ آیینه‌ها مرامت سبز

امتدادِ زلالِ دریایی موج در موج هر پیامت سبز

مستم از باده محبّت تو سبزم از جرعه مدامت سبز

قاصدِ صبح روشنِ فردا لحظه‌ها از طنینِ گامت سبز

از تو برپاست رسم و راه وفا ای سراپا وفا قیامت سبز

ارتباطِ تو با خدا سبز است عزّتت سبز و احترامت سبز

می‌بری تا به اوجِ پروازم تا به اوجِ خدا مقامت سبز

ای که سبز است از تو کامِ همه آرزویم هماره کامت سبز

ای صمیمیت ای فداکاری زندگی می‌شود به نامت سبز

رخساره قدرتی- سمنان‌

حج‌

گاه از سودای او پر می‌شوم فارغ از رنج تفکر می‌شوم

گاه دنیایم همه عشق‌ست و بس بازنشناسم بجز او هیچ‌کس

هرچه می‌بینم نشان روی او ذره‌ها در سجده و تسبیح‌گو

من به او نزدیک و او نزدیکتر می‌نوازد هستیم را بیشتر

گاهی از آنجا صدایم می‌کند از فضای تن، رهایم می‌کند

گوئی از بنیان مبدل می‌شوم فطرت از آن خاکِ اول می‌شوم

می‌شوم تعبیری از الهام او می‌دهم جان را به نجوا شستشو

اوج می‌گیرم سبک از روی خاک تا بلندای سپید تابناک

چشمه خورشید می‌شوید تنم باد می‌روبد غبار از دامنم

این زمان در عطر باران جاریم اضطراب خاک را دلداریم

ضربه احساس باران می‌شوم در خیال خاک پنهان می‌شوم

درک رویش می‌شوم، در نبضِ خاک می‌زنم در دانه‌های چاک‌چاک

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه