زمزم یاد: مجموعه اشعار مسابقه بزرگ شعر حج صفحه 145

صفحه 145

ص: 154

خدایا در این غربت بی‌کسی چه سازیم سوز غریبانه را

بقیع یک طرف؛ یک طرف آفتاب چرا سایه‌ای نیست کاشانه را

کنار بقیع قلبم از سینه کند تماشا نمودم چو ویرانه را

ز زهرا علیها السلام خبر نیست اینجا چرا؟ چه سازیم ما ظلم بیگانه را

علی جان تو صبر خدا داشتی بنازم من آن شیر مردانه را

عزیز است خاک مدینه؛ چرا؟ نهان کرده چون درّ یکدانه را

در این خاک زهرا ز مرگ پدر پر از ناله کرده است پیمانه را

بر این خاک اشک علی ریخته است چو می‌شسته پهلوی ریحانه را

مدینه به یاد حسین و حسن علیهما السلام دهد بوی گل‌های گلخانه را

مرا بال پرواز کویت نبود تو خواندی سوی خویش پروانه را

حسنعلی محمدی- تهران‌

کعبه دوست‌

عاشق دوست تمناش بود خانه دوست کعبه ار سنگ سیاهیست، ولی خانه اوست

ای که در خانه خلّاقِ جهان مهمانی حرمت خانه نگهدار اگرش داری دوست

دل سراپرده مهر است ز انوار حبیب «حاجی» احرام وفا بستن با او نیکوست

خانه دل شود از بانگ محبت آباد نام محبوب و گنه‌کاری ما سنگ و سبوست

اهل حق غافل از الطاف الهی نشوند مرز عشق و هوس ای دوست به باریکی موست

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه