زمزم یاد: مجموعه اشعار مسابقه بزرگ شعر حج صفحه 146

صفحه 146

ص: 155

گر خدا درددلی داده عزیزش می‌دار درد چون مغز بود ناله و افغان چون پوست

بارالها! به بزرگی سوی خویشم خواندی پس ببخشای گناهم به بزرگی ای دوست

حسنعلی محمدی- تهران‌

خانه دلدار

من به تدبیر جنون باید از این پس خو کنم باید از خود بگذرم با عشق گفت‌وگو کنم

هرچه گشتم دلبر همخانه‌ای پیدا نشد پس بباید خانه دلدار جست‌وجو کنم

هیچ گل را نیست بویی چون گل سرخ نگار آرزومندم گل رخسار او را بو کنم

وقت آن آمد که با زیبایی اندیشه‌ام آبروی رفته را بار دگر در جو کنم

تا ابد تاریک بادا دیدگان روشنم دور اگر از چشم جان یک لحظه یاد او کنم

می‌رسم بر مقصد و مقصود اگر با اشتیاق رمز ناپیدایی اسرار جست و جو کنم

بال پرواز دلم را ناروایی‌ها شکست بگذرم از آسمان گر جانب حق رو کنم

حسنعلی محمدی- تهران‌

در فرصت کعبه‌

و در لب‌های تو آیاتی از انجیل می‌پیچد سرود روشنی از نور، از قندیل می‌پیچد

تو در حجم سپیدت جلوه لاهوت می‌بینی در احرام تو سوسوی پر جبریل می‌پیچد

هوای‌خواندن محبوب در ذرات تو جاری‌ست غزل‌های تو در این حس بی‌تبدیل می‌پیچد

تو را فریاد خواهد زد صدایی از فراسوها در اورادت هوای روشن ترتیل می‌پیچد

لبانت تشنه هوهوزدن در فرصت کعبه‌ست و در تو بارش لبیک اسماعیل می‌پیچد

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه