زمزم یاد: مجموعه اشعار مسابقه بزرگ شعر حج صفحه 147

صفحه 147

ص: 156

بقیع اندوه دیرین تو را بر خاک خواهد ریخت و در چشمان تو امواج رود نیل می‌پیچد

سر آخر در خودت یک اتفاق تازه می‌بینی شبیه اینکه در تو عطری از تحویل می‌پیچد

صالح محمدی امین- قم‌

کاروان راه شیری‌

کمک کن، خدایا کمک کن که تنها نمانم که یک لحظه دور از تو- یک لحظه حتی- نمانم

کمک کن علف را ببویم، صدف را ببینم بدونِ شب جنگل و صبحِ دریا نمانم

کمی شور فرهادی و سوزِ مجنونی‌ام دِه که بی‌نعره کوه و آوازِ صحرا نمانم

مرا جلوه در جلوه رنگ و درنگی عطاکن کمک کن که بی‌شاپرک، بی‌تماشا نمانم

شب و جاده کهکشان و من و راه شیری الهی که هر سال از این کاروان جانمانم

کمک کن که پیش خودم دست‌ودلباز باشم کمک کن که پشتِ درِ بسته‌ای وا نمانم

اگر عشق یک وقت، سرسخت از پایم انداخت خودت راحتم کن که من ناشکیبا نمانم

کمک کن هم از قُلّه‌های مِه‌آلود حافظ و هم بی‌نصیب از افق‌های نیما نمانم

سهیل محمودی (سید حسن ثابت محمودی)- تهران

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه