زمزم یاد: مجموعه اشعار مسابقه بزرگ شعر حج صفحه 159

صفحه 159

ص: 168

شعور و معرفت عارفانه در عرفات مرا چو مژده هاتف گرفته اندر بر

بگوش دل شنوی لا اله الا هو به چشم دل نگری صحنه‌هائی از محشر

هبوط رحمت حق است و جلوه‌های سما به مخلصان خداجوی در شب مشعر

به جای‌جای حرا اقر باسمه ربک مرا ز خویش رها کرده است و هوش از سر

صفا و مروه ره عاشقان جان بر کف رهی که رفت خلیل و سلاله حیدر

زمان هروله بینی که نور می‌بارد ز طوف جمع ملائک به وادی کوثر

خوشا بیاد شهیدان بنوشی از زمزم خوشا مقام براهیم و اشهدی دیگر

بریز اشک نیازی بشام‌های دعا که او ز هر چه گناه است شویدت دفتر

کم از جماد نیم چوب ناله سر داده ستون به گریه درآمد ز هجر پیغمبر

ز بوی تربت احمد به وجد آمده‌ام و جای فاطمه علیها السلام شستم به آب دیده تر

ز دیوها دگر «اندیشه» را هراسی نیست منی چو سنگ زدم بر هر آنچه مایه شر

غلامحسین موسی‌زاده (اندیشه)

هفت آب عشق‌

بزن، نوزاد من پاهای نازت را بر این شنها صفا و مروه و هفت آبِ عشقِ هاجری تنها

نه یکبار است حجم راه‌های سخت و تفدیده هزاران بار خواهم رفت تا آبی شود پیدا

و من با گریه‌ات باریده‌ام آن دورهایِ دور چه حزن و غربتی پُر گریه با من داشت آن صحرا

عطش روی لبانِ کوچکت با رنگ گل آمیخت نگاهم رو به سمت آسمان می‌رفت آن بالا

تمام طاقتم پاهای دردم را تحمل کرد و من مثل سرابی خسته می‌پرسیدم از دریا

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه