زمزم یاد: مجموعه اشعار مسابقه بزرگ شعر حج صفحه 185

صفحه 185

ص: 194

آن حرامی مردم- از نامردمی بست روی زائر حق- راه را

فتنه را- اهریمنی- آل‌سعود ریخت خون اهل آل اللَّه را

در کویر تشنه دشت حجاز جوی خون بود و عطشناک آفتاب

آبشار هرم آتش- کرده بود خون به رگ، سیلابی از سرب مذاب

با صفا- صافی دلان کردند سعی در برائت از- کیان کفر و کین

لطف حق امیدشان بود و نبود بیمشان هرگز ز کید مشرکین

سرزنش خار مغیلان گر کند در بیابان- رهرو حق را، چه غم

عشق را می‌باید از جان، شست دست گر به شوق کعبه خواهی زد قدم

همنوای چاوشان نغزخوان عالمی را- کاروان، آواز داد

تا به عطر آگین هوای کوی دوست مرغ جان خویشتن پرواز داد

دل زدند از شوق در دریای عشق چون به سر شور شهادت داشتند

واپسین دم هم- بلب‌ها، غرق خون نغمه تکبیر وحدت داشتند

جمعه خونین- جهان را- جاودان یاد بادا تا به روز واپسین

بهر قطع ریشه باطل- بقهر دست حق آید برون از آستین

احمد نیک‌طلب- تهران‌

درد دلای بی‌صدا

اینجا هوا آفتابیه دل آدماشم آبیه

اینجا همه مهربونن دوست داشتنو خوب می‌دونن

اینجا خدا پیش همه‌س روز و شب اینجا همهمه‌س

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه