زمزم یاد: مجموعه اشعار مسابقه بزرگ شعر حج صفحه 187

صفحه 187

ص: 196

استواری را فریاد می‌کنند

بهشت و جهنم را نیز

ناکام مانده‌ایم

و خدا هنوز به انتظارمان ایستاده است

ساناز واحدی‌

احرام عشق‌

باز امشب اشک غوغا می‌کند زخم‌های کهنه سر وا می‌کند

کاروان حج که راهی می‌شود سهم من تنها نگاهی می‌شود

من همان موجود سرتاپا گناه بنده‌ات هستم ولیکن روسیاه

روسیاه از کرده‌های ماضیم از دل خودخواه از خودراضیم

آه اما مهلتی دیگر بده در صفا و مروه دل را پر بده

جرعه‌ای زمزم بنوشان ای خدا جرم هایم را بپوشان ای خدا

با لباس خالص احرام عشق پر بده قلب مرا تا بام عشق

تا حرا و تا منا را حس کنم لحظه‌های آشنا را حس کنم

ای خدا من روسیاهم من بدم با زبان دل به سویت آمدم

با زبان شعرهایم پرزدم بیکران‌ها را شبانه سرزدم

شاعری لایق نبودم، نیستم لایق آنچه سرودم نیستم

آه اما ای خدا ردم مکن این گناهان را خدا سدم مکن

ای خدا تو محرم راز منی بالهای ناب پرواز منی

ای خدا بالی بده پروانه‌وار پرکشم تا خانه آباد یار

رقیه هاشمی (رها)- استان گلستان

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه