زمزم یاد: مجموعه اشعار مسابقه بزرگ شعر حج صفحه 189

صفحه 189

ص: 198

کبود و ارغوانی صورت گل پر از زخم نهانی، قامت گل

در اینجا هر چه گل زخم و کتک خورد به جرم باغبانی فدک خورد

علی را آن‌طرف‌تر می‌شود دید کنار یاس پرپر می‌شود دید

مدینه، تربت زهرای من کو؟ تمام غربت زهرای من کو

چه شد آن قبر پنهانی؟ مدینه تو می‌دانی، تو می‌دانی، مدینه

تو آگاهی ز فریادم ز دردم کمک کن دست خالی برنگردم

مدینه! سینه‌ام چاک بقیعت فدای تربت پاک بقیعت

شب و اشک و ترنم‌های بلبل بقیع و پشتِ دیوار و توسل

بقیع و اشک‌های ناشکیبی تمام درددل‌های غریبی

بقیع و بین گل‌ها جاگرفتن سراغی از دل آقا (عج) گرفتن

مدینه آنقدر من بی‌قرارم که آتش می‌چکد از چشم زارم

من امشب بغض شعرم را شکستم به درهایت دخیل عشق بستم

دلم پروانه شد، پرزد ز سینه مدینه، ای مدینه، ای مدینه

محمد یعقوبی- ملایر

شبهای مسجدالحرام «1»

شبهای مسجدالحرام (1)

شب است و صفای حریم حرم که دل پیش معبود خود می‌برم

شب است و مطاف و مقام و صفا حریم دل و کوی عشق و وفا

شب است و نشاطی که جان‌پرور است شراب طهوری که سُکرآور است

شب و خلوت جان و عطر حضور شب و مسجد و کعبه، دریای نور

بزرگان حقیران این درگهند سرِ خاکساری بر آن می‌نهند

در اینجا بزرگی به افتادگی است شکوه و جلال تو در سادگی است

1- اشعار حجةالاسلام والمسلمین آقای جواد محدثی پس از مهلت مقرّر به دستمان رسید و در نتیجه در مسابقه شرکت داده نشد. لیکن به لحاظ ارزشمند بودن این اشعار تصمیم گرفته شد به این کتاب افزوده گردد تا خوانندگان محترم از آن بهره‌مند شوند.

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه