زمزم یاد: مجموعه اشعار مسابقه بزرگ شعر حج صفحه 57

صفحه 57

ص: 66

وقتی که هفت مرتبه تا عشق می‌دَوَم این شعر، از چکیدن من، حرف می‌زند

این شعر از تحرک ایثار چشمها از دستهای دیدن من، حرف می‌زند

من، مُحرم سپیدترین لحظه توأم این شعر از رسیدن من حرف می‌زند

سارا جلوداریان- کاشان‌

خسی در میقات «1»

خسی در میقات (1)

جُز تو ای دوست نداریم، کسی در میقات نیست جز لُطف تو فریادرسی در میقات

درد ما را نبود غیر تو درمان، ای دوست تازه کردیم گلوئی، نفسی در میقات

باورم نیست که احرام به تن می‌پوشم راه دادی ز کرم بوالهوسی در میقات

همچو عنقا، همه پرواز شود از سر شوق گر شود لطف تو یار مگسی در میقات

تا بشوید دل ما را ز گناه همه عمر اشک از دیده بباریم، بسی در میقات

شوق پرواز به سر دارد و امید وصال روحِ آزادشده از قفسی در میقات

من به دریای حضور نفس خلق خدا بودم از خیره‌سری مثل «خسی در میقات»

کاروانها همه رفتند سوی کعبه عشق نشنود گوش، نوای جرسی در میقات

وه! چه ایّام خوشی بود، در آن وادی طور جز تو ای دوست ندیدیم کسی در میقات

جواد جهان‌آرایی- کاشان‌

احرام‌

در جُحفه به دست خود کفن پوشیدیم پیراهن عشق را به تن پوشیدیم

یک رنگ همه ز عشق دیدار حبیب چشم دل خود، ز ما و من پوشیدیم

«طواف»

تا کعبه به عشق روی تو آمده‌ایم شرمنده به سوی کوی تو آمده‌ایم

1- خسی در میقات: سفرنامه جلال آل‌احمد از حج‌

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه