زمزم یاد: مجموعه اشعار مسابقه بزرگ شعر حج صفحه 69

صفحه 69

ص: 78

خورشید مدینه‌

این نور که بر اوج زمان می‌خندد نوری است که از شرق جوان می‌خندد

در هاله سبز دلنشین، عشق‌افشان خورشید مدینه بر جهان می‌خندد

ابوالفتح ذاکری- تهران‌

امامان معصوم بقیع‌

صبح است و دلم حال طپیدن دارد خورشید خجل، درد دمیدن دارد

زائر به بقیع، در پی خورشید است خورشید کسوف کرده دیدن دارد

ابوالفتح ذاکری- تهران‌

عرفات‌

یک کربلا مناجات،

یک صحرا کفن‌پوش،

اینجا، عرفات است.

چادرها را با گیسوان فرشتگان بافته‌اند،

و درختان را،

با رشته‌های گندم،

تارهای پیشانی مردم.

خاکِ برهنه

از عطر نفسهای جبرئیل،

بارور شده است،

بادر در موازات کعبه هروله می‌کند

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه