زمزم یاد: مجموعه اشعار مسابقه بزرگ شعر حج صفحه 94

صفحه 94

ص: 103

کعبه آمال یا خواب و خیال؟

نام یزدان شد کلیدِ فتح باب هرگز از نام عزیزش رخ متاب

بر زبان آوردنِ نامِ خدا رمزِ پیروزی بُوَد در کارها

***

من- شکسته‌بسته- درجا می‌زنم لیک گاهی دل به دریا می‌زنم

می‌کشانم- از جهالت یا جنون- طبع را در عرضه‌گاهِ آزمون!

دارم از درگاهِ حق چشمِ امید تا شوم در آزمایش روسفید

***

عشق در دلها چه غوغا می‌کند قطره‌ای را عینِ دریا می‌کند

باز امشب یاد او افتاده‌ام با خیالش روبه‌رو افتاده‌ام

هر زمان سودایِ خلوت داشتیم صحبت حق را غنیمت داشتیم

از غُبارِ خاکیان وارسته‌ام با دَمِ افلاکیان پیوسته‌ام

یادِ او در خاطرم آن می‌کند که بهاران با زمستان می‌کند

***

سالهایِ خدمتم افزون ز سی سر شده با نظم و نثر فارسی

دیگر اکنون جسم و جانم خسته است برفِ پیری بر سرم بنشسته است

می‌روم آنجا که دل خرّم شود شادیم افزون و ماتم کم شود

با سری پُر شور و عزمی آهنین اسبِ رغبت را کشانم زیر زین

همچنان وادی به وادی، صبح و شام می‌روم تا مقصدِ بیتُ‌الحرام

عشق آبادی که در صحرایِ دل از دل آبادان شده، نه سنگ و گِل

گوهرِ نابی که از دریایِ پاک ایزدش آورده در صحرایِ خاک

طرفه بنیادی که بر خلقِ جهان هدیه گشته از سرایِ لامکان

«بیتِ معمورِ» اقالیمِ زمین کعبه جان، قبله‌گاه مُسلمین

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه