سفر نامه میرزا داوود وزیر وظایف صفحه 117

صفحه 117

ص: 130

سیاهی جامه کعبه‌

جامه خانه کعبه از اول سیاه بود، تا زمان «مامون عباسی»، وقتی مقرر کرد که از دیبای سفید، برای خانه جامه بسازند، و این به بود تا سنه پانصد و پنجاه و پنج که، «الناصر لدین اللَّه العباسی» خلافت یافت، و به حکم او رنگ جامه خانه را مبدل به سیاه کردند، چنانچه اکنون هم باقی است، سنگ‌های بنای خانه به یک قطر نیست، بعضی بزرگتر و بعضی کوچکتر است، اما صاف است، لیکن بی حجّاری صاف است، با گچ گذارده و بنا شده است.

«مقام حضرت ابراهیم» بین «رکن حجر» و «رکن شامی»، به فاصله بیست و شش ذراع و خورده‌ای کم واقع است، که مطاف شرعی همین فاصله است، و حضرات اثناعشریه، ملاحظه این مطاف را بکنند که در همین قدر فاصله طواف کنند، یعنی دورتر نروند، چون در سه طرف دیگر، مطاف را وسعت داده‌اند، تمام این مطاف را از سنگ مرمر خیلی با صفا فرش کرده‌اند، که این سنگ‌ها را به قول صاحب «تاریخ مکه»، از مصر «محمد پاشا» وزیر سلطان «احمد خان» آورده است، «حجر اسماعیل» هم از همین سنگ‌ها فرش شده است.

ورود به کعبه‌

شب جمعه بیست و ششم، ساعت سه به حرم مشرف شدم، دیدم درب خانه مشرفه را باز کردند، هر طور بود خود را مهیای رفتن کرده، قرآنی با خود برداشته، رفتم پای نردبان به همراهی مطوفی که عمامه‌ای نیز به سر داشت، مطوف به پیرمردی که عمامه سفید عربی داشت و یک شقه در را باز کرده، خود در دربند نشسته بود، به عربی گفت:

این سید از جماعت شما است، یعنی شیعه است؟ چون این پیرمرد شیخ «بنی شیبه» است و کلیددار است، و شیعه مسلم است، یک ریال می‌دهد که داخل شود. در جواب گفت:

«مایخالف». ریال را گرفت و حقیر پا بر نردبان گذاردم، خود پیرمرد دست دراز کرده و دست حقیر را گرفت، و این احترام را هر کس نمی‌کند، گویا به ملاحظه تشیع کرد، وگر نه حقیر پولی هم که قابل باشد نداده بودم، داخل خانه شدم، و دعا می‌خواندم، پشت در

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه