سفر نامه میرزا داوود وزیر وظایف صفحه 135

صفحه 135

ص: 148

ولولا أبوطالبٍ و بَنُوهُ لَمَا مَثُلَ الدینُ شَخْصاً و قَاما

فذا فی مکّة ساوَرَ یحمی وَ ذا فی یَثْرِبَ خَاضَ الحِمَاما

شرح حال ابوطالب‌

شرح احوال آن بزرگوار را به طریق اجمال و اختصار این است که، آن بزرگوار پسر «عبدالمطلب»، و از عظماء قریش، و سیادت و ریاست «مکه» بعد از «عبدالمطلب» آن بزرگوار را مسلّم بود، وی با اینکه مال نداشت، ریاست و بزرگی می‌نمود، و کَفی به فضلًا اینکه اصل شجره ولایت و کافل و حامی حضرت رسالت است، و از اسلام آن بزرگوار بین علمای عامه و خاصه منازعه است، جمهور از علماء عامه بر عدم اسلام آن بزرگوار هستند، چنانچه اعتقاد حالیه علمای «مکه» بر همین است، و حقیر خود از «شیخ داود» که یکی از علمای «مکه» است، از اسلام آن بزرگوار پرسیدم؟ در جواب گفت: سکوت در این باب بهتر است، به جهت اینکه جد سید تا شریف است، معلوم بود که اعتقاد او بر عدم اسلام است، و از ترس «شریف مکه» سکوت دارد، لیکن محققین از علمای عامه بر اسلام آن بزرگواراند، که از آن جمله است «ابن اثیر» در تاریخ خود (1)، بلکه بعضی از علمای عامه کتابی در اسلام آن بزرگوار تألیف نموده است، و اسلام آن سید را از براهین و احادیث معتبر معین داشته است.

و از جمله احادیث صحیح است که پیامبر خدا فرمود:

«أنا و کافِلُ الیتیمِ کَهاتَیْنِ»

آنگاه دو انگشت مبارک را به یکدیگر چسبانید، و مقصود از کافل یتیم «حضرت ابوطالب» بود، و از حضرت امام ثامن ضامن- سلام اللَّه علیه- مروی است که: کسی از آن بزرگوار سؤال نمود از اسلام «ابوطالب»، فرمودند: اعتقاد تو چیست؟ عرض کرد: اعتقاد


1- ابن اثیر که یکی از علمای بزرگ اهل سنت است، صاحب کامل التواریخ در کتاب اسد الغابه فی معرفه‌الصحابه گوید، و حقیر عین لفظ او را نقل می‌کنم: لما اشتد بابی طالب مرضه دعا بنی عبدالمطلب فقال انکم لن تزالوا بخیر ماسمعتم قول محمد واتبعتم امره، فاتبعوه و صدقوه ترشدوا. این قول و تصدیق است به رسالت منه. مولف
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه