سفر نامه میرزا داوود وزیر وظایف صفحه 139

صفحه 139

ص: 152

آب او کم است و خوشگوار نیست، آن بزرگوار آب دهن مبارک در او انداخت، فوری آب او خوش طعم و زیاد شد، دور نیست که همان چاه این باشد، زیرا که خیلی چاه پر آب بزرگی و خوب آبی هم دارد، چاهی است و در او به قدر دو ذرع سنگ چین کرده و با گچ ساخته‌اند، یک درختی هم در کنار او هست که برگ سبز داشت، چند خانواری هم سکنی دارند، چون وقت نبود به تفصیل ملاحظه نکردم، محض تیمن و تبرک خود رفتم سر چاه، یک مشک آب صاف به ربع مجیدی خریدم.

خلیصه‌

صبح قریب به آفتاب از اینجا حرکت کرد و چهار به غروب مانده وارد خلیصه (1) شدیم، هشت ساعت راه بود، این جا آبادی معتبری است، آبادتر از منزل قبل است، هندوانه‌های خوب داشت، آب او از چاه بود، همه چیز هم در او یافت می‌شد، حتی آشپزی داشت، مرغ و تخم مرغ خریدیم، قند و شکر و ماهی بسیاری داشت، از آنجا دو ساعت به دسته مانده، حرکت کرده، ساعت سه آمدیم یک قلعه آباد معتبری، یکی از مشایخ عرب آنجا سکنی دارد، بازاری دارد، و چاه‌های بسیار کم گود، چون نزدیک دریا است، اما آبش بدطعم است نخلستان هم دارد، در دامنه کوه هم با دوربینی دیدم نخلستان بسیاری بود، اسم شیخ «ابن‌اعثم» است، تفنگ ته پر بسیاری می‌فروشند و خوب تفنگهائی هم هست.

رابغ‌

ساعت نه حرکت کردیم، شب را هم از جانب امیر جار زدند که امشب دزد بسیار است و نخوابید، دریا هم نزدیک شده است و معلوم می‌شود، دو سه کشتی هم روی دریا دیده شد، یک ساعت به غروب رسیدیم به «رابغ» که در کنار دریا واقع است، و یک دهی بلکه قریه است، سربازخانه‌ای دارد که محکمه است، دو عراده توپ در آنجا است، و از


1- در حاشیه نوشته شده: خلیصه اسم موضعی است در مکه. نام صحیح آن خُلَیص است و در مسیر رابغ به‌مکه واقع شده است.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه