سفر نامه میرزا داوود وزیر وظایف صفحه 160

صفحه 160

ص: 173

چند چیز ارزان‌

در این راه چند چیز خیلی ارزان است، اول پول، بعد شتر که خیلی زود می‌رود و فوری عسکر و پیاده‌ها کارد را کشیده او را تشریح می‌کنند، و همین که شتر خوابید دیگر خواهی نخواهی نحرش می‌کنند، لیره هم به قدر یک تومان کار نمی‌کند، دیگری جان آدم است که اگر بیچاره‌ای، چه از حاج و چه از جمّال و غیره تبی کرد، یا چند دست اسهال کرد، همین قدر که فی‌الجمله سستی کرد و نتوانست خود را روی شتر نگاه دارد، یا پیاده نرود، او را بر شتر می‌بندند، خود حرکت شتر و عدم توجه و آفتاب، بیچاره را از حال می‌برد، حکام‌باشی می‌رسد و می‌گوید خلاص خلاص، یعنی مرد، معلوم نیست که مرده یا زنده است، نیزه‌ها را می‌کشند و حفیره‌ای به عمق دو وجب، در وسط راه کنده او را با همان لباس، بدون غسل و کفن، مشتی خاک بر رویش می‌ریزند، واقعاً سلامت و زنده برگشتن حاجی خیلی مشکل است، خداوند باید محافظت کند.

حرکت از معان‌

روزی که وارد «معان» شدیم، صبحی به فاصله دو ساعت که قریب به ظهر باشد، یک دستگاه راه‌آهن حرکت کرد، که مشتمل بود بر پنج واگون، و در این ترن معتبرین شامی‌ها که قبل از وقت برای آنها بلیت گرفته بودند رفتند، عصری هم یک ترن دیگر اول غروب رفت، دو ساعتی شب هم، ترن دیگری رفت، بلیت دهنده یک نفر بود، او هم قدری کندکار بود، لهذا ما قدری به جهت گرفتن بلیت معطل شدیم، اول غروب بلیت گرفتیم، نمره اول یک لیره انگلیسی، که از لیره یک تومان علاوه است، نمره سوم هم که برای آدم‌ها گرفتیم، چهار تومان و نیم بود، غذای پخته برای راه همراه برداشته، شب را آمدیم میان اطاق شمن دفر خوابیدیم، صبح روز دیگر از آفتاب گذشته حرکت کرد، اطاق‌های این شمن دفر خوب نیست، اولًا اطاق دو سه نفری ندارد، هر اطاقی سه صندلی دارد و بعلاوه جای خواب هم ندارد، بدتر از همه این شد که به جهت کثرت ازدحام، خارج بر هر صندلی دو نفر نشانیدند، یک ثلث اطاق را پرده‌ای کشیده، زنها را نشانیدند و باقی را مردها نشسته بودند، جا خیلی تنگ بود، این نمره دوّمِ راه‌های دیگر است، که در این جا نمره اول است، اطاق‌های ما هم همه «شامی»، و یک نفر «ابوکامل» نام با حقیر در

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه