سفر نامه میرزا داوود وزیر وظایف صفحه 188

صفحه 188

ص: 201

مدیر گفت: شما را کاری شده است، اگر چنین است مسلمان شوید.

جواب داد که هر کس دین خود را خیلی دوست دارد و به این زودی نمی‌شود دست بکشد. حقیر و مدیر هم خنده کردیم و او را به حال خود گذاشتیم دوباره همان جا به همان شکل نشست و تا حقیر سوار شدم، از همان نقطه حرکت نکرد و فکر می‌کرد. به قسمی که وقت سواری خداحافظی هم نکرد و ملتفت وداع هم نشد، و با کمال معقولیتی که داشت، احتمال می‌رود که خداوند او را هدایت کند.

مباحثه‌های مذهبی‌

در این سفر حقیر خیلی دچار (1) مباحثه مذهبی می‌شوم، از آن جمله مباحثه با «حسن» نام، سرباز شامی بود که او را در شمن دفر «معان» تا «شام» ملاقات کرده بودم و شرح او را نوشته‌ام.

روزی عصر در «شام» در خیابان کنار رودخانه راه می‌رفتم، به او رسیدم، بعد از سلام و علیک، به مرافقت حقیر مراجعت کرد، در کنار رودخانه نشستیم، باز مباحثه سر گرفت، قدری در تفضیل حضرت امام بر حق «علی بن ابیطالب»- سلام اللَّه علیه- حرف شد کم‌کم کشید به این که شبهه‌ای در فضل و صدق و حلم حضرت ولایت مترتبت، و شجاعت و سخاوت آن بزرگوار نیست.

«حسن» گفت: تمکین کردن از خلافت آنها که «حضرت امیر» کردند، دلیل حقانیت آنها است.

گفتم: تمکین به رضا نبود و آن بزرگوار مجبور به تمکین بود. دلیل خواست، گفتم:

شما تصدیق بر صدق «حضرت علی بن ابی طالب» کردید جواب گفت: شبهه نیست.

گفتم: در «مسجد اموی» در کتاب فروشی، کتابی موجود است چاپ مصر، اسم آن کتاب نهج البلاغه است. یکی هم از «علمای مصر» او را شرح کرده، در آن کتاب این تفصیل را خود «حضرت علی ابن ابیطالب» فرموده است و آن وقت «خطبه شقشقیه» را


1- در متن دوچار است.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه