سفر نامه میرزا داوود وزیر وظایف صفحه 195

صفحه 195

ص: 208

است به «سخنه»، دو نفر دیگر هم قونسولی از «انگلیس» می‌رود به «بغداد» باید همراه او باشد به این جهت عسکر نبود.

«تدمر» اول خاک «دیر» (1) است و به نظم «شام» نیست.

خلاصه بعد از گفت و شنود بسیار و مشاوره قرار بر استخاره شد. کلام اللَّه خواسته استخاره کردم. رفتن بسیار خوب آمد و ماندن بد. بر حسب استخاره بنای حرکت بر اول آفتاب و مجتمعاً شد. اول آفتاب حرکت کردیم. اما ما قدری ملاحظه بارکش‌ها را کرده، درشکه‌ها قدری که جلو می‌رفت صبر می‌کردم و پیاده شده قلیان می‌کشیدیم تا ارّابه‌ها و شتردارها رسیده، قدری جلو می‌افتادند اسلحه‌هایی که همراه بود هم همه با خود برداشته بودیم.

سخنه‌

اول ظهر رسیدیم به «سخنه»، «سخنه» دهی بزرگ بالای تپه‌ای واقع است. دارای دویست خانوار است. سه چشمه آب گرم معدنی از زیر تپه جاری است. که یکی، هم آبش زیادتر و هم گرم‌تر از دوی دیگر است. دو زوج آب جاری دارد. بالای تپه چادر سرپا کرده نهار خورده، قدری خوابیدیم. عصری برخاسته رفتم چادر عرب‌ها، خیلی اظهار امتنان می‌کردند از مواظبت که در حرکت از آنها کرده بودم. نزدیک غروب رفتم میان چشمه، غوطه خوردم، آب گویا از معدن نفت است، گرم است اما نه به گرمی «گرم‌آب مشهد».

حمام مفت‌

حاجی که همراه بودند، همه حمام مفت دیده و مشغول خودشویی بودند، چشمه آب سردی گفتند در نیم فرسخی دارد. مالی و آدمی کرایه کرده، با «حاج محمود»، عکّام خود فرستادم رفت دو مشک آب برای خوردن آورد. چون می‌گویند منزل فردا و پس


1- در اطلس تاریخ اسلام «دیر زور» آمده، و در نقشه منتشر شده توسط موسسه جغرافیایی ارشاد «دیرز زور» نوشته شده است.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه