سفر نامه میرزا داوود وزیر وظایف صفحه 215

صفحه 215

ص: 228

بودم و حالت تشرف نداشتم، رفتم سرداب خوابیدم. بعد از ظهر غسل کرده، اول به عتبه بوسی «عسکرین»- سلام اللَّه علیهما- مشرف شده و جبهه بر آن خاک پاک مالیده، بعد از آن به سرداب «امام عصر»- عجل اللَّه فرجه- مشرف شده، عهدنامه و دعای ندبه و زیارات مأثوره را خواندم و از خداوند طلب فرج برای «امام عصر»- عجل اللَّه ظهوره- و مغفرت برای والدین و خود کردم.

صحن عسکریین‌

صحن مطهر «عسکرین» خیلی با صفا است، گنبد هم از همه گنبدها بزرگ‌تر و باشکوه‌تر است، اما مناره‌ها طلا نیست و حیف که طلا نیست، هوای «سرّ من رآه» از غروب تا ظهر روز دیگر خیلی خوب و می‌توان گفت از هوای این فصل عجم هم بهتر است. اما بعد از ظهر گرم می‌شود، ولی باز هم بهتر از سایر نقاط «عربستان» است، نعمت هم فراوان و از همه جا ارزان‌تر است. بخصوص هنداونه که خیلی هم ممتاز و خوب و هم خیلی ارزان بود و می‌گویند هنوز هم ارزان‌تر می‌شود. به حساب «ایران» پنج من یک قران می‌دادند. ولی خیلی خوب که در «ایران» چنین هنداونه، کم هم می‌رسد.

«جناب مستطاب آقا میرزا مسعود» شیخ الاسلام «قزوین» را ملاقات کردم که جنازه «نواب علیه عالیه مهد علیا شکوه السلطنه» را حمل به «عتبات عالیات» می‌کنند، با دستگاه مجلل مفصلی، خود «جناب شیخ الاسلام» هم با بیست سال قبل که در «طهران» ایشان را دیده‌ام خیلی خُلقاً و خَلقاً تفاوت کرده‌اند.

سه روز در «سرّ من رآه» توقف کرده، دوباره مراجعت کرده، با ارّابه‌ای که کرایه کرده بودم به همان ترتیب رفتن،- ولی جسر را حسب الحکم دولت برای عبور همراهان «جناب شیخ‌الاسلام» بسته بودند و از جسر عبور کردیم.

[در] مراجعت به «کاظمین» چهار روز توقف کرده، روز جمعه بیست و هفتم از «کاظمین» حرکت کرده، روانه عجم شدیم. همراهان سه نفر نوکر، علاوه بر دوی اولی شده است. یک شب در «رباط» و دهی که بین «بغداد» و «بعقوبه» است توقف کرده، روز دیگر آمدیم «بعقوبه».

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه