سفرنامه حاج علیخان اعتماد السلطنه صفحه 103

صفحه 103

ص: 114

بالاخره همان روز پیش از ظهر، باید هفت سنگ به نیت وجوب، به یکی از آن میل‌ها زد، به قسمی که ناخنِ دست به آن سنگ نخورد، (1) بعد مراجعت کند، بلافاصله گوسفند بی‌عیب‌تر باید ذبح نمود، یک رأس واجب است و زیاده مستحب، گوشت قربانی باید سه قسمت شود، یکی به فقرا، یکی همسایه و برادر دینی، از قسمت سیم واجب است که خودش قدری بخورد، (2) ولی این قدر کاکا سیاهِ لختِ برهنه، آنجا جمع شده است که فرصت تقسیم نمی‌دهند، گوشتها را به روی سنگ، برای ذخیره سال خشک می‌کنند.

توضیح‌

آنچه مرحوم مشارٌ الیه، در باب تقدیر و تخفیف گوشت قربانی‌ها می‌نویسند، موافق حقیقت نیست، و معلوم است که مخبر این خبر، به ایشان بد حالی کرده است، و حقیقت این فقره از این قرار است:

حجاجی که از «سودان» و سایر جاهای دور آفریقا به «مکه مشرفه» می‌آیند، همه عریان و برهنه هستند، و در میان آنها شخصی احرام یا پیراهن پوش باشد، نادر است، می‌توان گفت تمامی آنها، جز یک ساتره، که عبارت از دو ذرع متقال است، و از کمر تا به زانو می‌بندند، مالکِ چیزی نیستند، و عادت این اعراب بر این است، که استخوان‌های گوشت‌قربانی‌ها را جداکرده، گوشت‌های لخت را نوار مانند بریده، به روی سنگ‌ها فرش می‌کنند تا آن که به خشکد، بعد آنها را مثل نوار دسته کرده، به چَنْطِه‌های (3) خود گذارده، به مملکت خودشان برده، هدیه به دوستانشان می‌دهند، و اعتقادشان بر این است، که همان گوشت‌های خشکیده، دوای جمیع دردها است، و باطل کننده سحر و افسون است.

خون و شکنبه گوسفند، هوا را چنان متعفن می‌کند، که اکثر سنوات وبا برخاسته


1- اگر ناخن به سنگ بخورد اشکالی ندارد.
2- احتیاط آن است که قربانی را سه قسمت کنند یک قسمت را هدیه دهند، یک قسمت را صدقه دهند وقدری هم خود از آن ذبیحه بخورند.
3- چنته به فتح اوّل و سوّم صحیح است به معنی کیسه و توبره که در آن توشه و یا اسباب کار خود رامی‌گذارند.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه