سفرنامه حاج علیخان اعتماد السلطنه صفحه 147

صفحه 147

ص: 158

منزل هجدهم شهر خوی‌

روز دیگر شش فرسخ وارد شهر «خوی» شدیم.

حاکم آنجا «محمد طاهر خان قزوینی» بود، از کمال بی استقلالی و بی تسلطی، نتوانست «حضرت مهد علیا» را، که در ممالک روم احترام سلطنت داشت، در خاک خود استقبال و اکرام کند (1)، لهذا در محله‌ای خارج شهر، در خانه «محمد حسن خان»، سرهنگ توپخانه نزول اجلال فرمودند، و حقیر هم در میان شهر، خانه «علی آقا» برادرزاده «جناب حاجی میرزا آقاسی- سلمه اللَّه-» منزل کردم، جوانی بیار محبّ و مخلصِ فقراء شهر «خوی»، از بلاد معروفه آذربایجان است، آثار غریبه که دارد، باغی است مشهور به «داغ باغی»، اگر چه از عمارت و سایر لوازم سابق آن اثری باقی نیست، لیکن یک صد و نه اصله درخت چنار دارد، گویا در «ایران» به آن صافی و تناوری درخت نباشد، هر یک از آنها مثل ستونی است که از پشم تراشیده باشد، از قرار تقریر قدمای آن ملک، هشتاد و پنج سال است که غرس شده، حالا جزو املاک «حاجی میرزا آقاسی»، صدر اعظم ایران است، «دیگر حمام خان»، فرشش مرمر است، اکثر تکه‌های (2) فرش، چهار ذرع طول دارد، دیگر مسجد «حاجی مطّلب خان»، چهار پنج هزار تومان مخارج کرده، در وسط شهر بنا کرده، به قول ظریفی همه چیز مسجد تمام است، مگر پایه و بنای آن، کوچه‌های شهر تمام بید کاشته‌اند، و خارج شهر نهایت صفا، قلعه بسیار محکمی داشت، و علی الحساب مخروبه است، چهار شب در «خوی» مانده، حرکت نمودیم.

توضیح‌

این شهر شهیر، [ارومیه] یکی از شهرهای معموره، تجارت گاه ممالک حدودیه «دولت علیه ایران» است. جز یک محلّه، تمام شهر داخل در یک سورچینه‌ای (3) است،


1- بی نظامی‌های شاه ما از این جا ظاهر است در حق طاهر خان گفته‌اند در خوی، آن که در قزوین‌نجاست بود این جا طاهر است.
2- به معنی قطعه‌ها
3- دیوار گلی‌
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه