سفرنامه حاج علیخان اعتماد السلطنه صفحه 22

صفحه 22

ص: 33

از پی ظلمت بسی خورشیدها است

هنوز به «دمشقِ شام» وارد نگشت، که آفتاب خواتینِ زمان، «مهد علیا»، ستر کبری، ام‌الخاقان، در مقام کفالت چاکر برآمد. إعطاف (1) او، دعاگو را خالصاً مخلصاً، استطاعت جوار «مدینه پیمبر»، و بقاع «بقیع» و جوار حرم داور، و بنای منیع (2) داد. اگرچه کفاره عصیان بی‌پایان را، چندی گرفتار تب بود. و از سُموم هُموم (3)، به انواع مشقّت و تعب ابتلا داشت، لیکن به مصداق «... لَمْ تَکُونُوا بَالِغِیهِ إِلَّا بِشِقِّ الْأَنفُسِ ... (4)

همه را سهل می‌شمرد و به شوق این که، اقصی مراتبِ دعاگوییِ وجود اقدس را استقصا کرد.

رنج راحت دان چه [چو] شد مطلب بزرگ

هموم را نشاط می‌دانست، و سموم را انبساط.

هر کجا باشد شه ما را بساط هست صحرا گر بود سمّ الخِیاط (5)

عزم صادق، علّت (6) را به صحّت مبدّل کرد. همین که به موقع اعمال رسید، هر غائله (7) بود زایل گردید. عبدِ مجرم، محرم شد و به زمزمه لبیک متّرنم (8)، بعد از غسل به آبِ زمزم و طوفِ حرم، رویِ خاک آلود را، سفید کرد.

سود بر درگه حقّ روی امید ساخت فرشِ ره او موی سفید

«حجرالاسود» را بوسه داد و از عمرِ خود تمتّع برد، در سعی «صفا و مروه»، و درک


1- مهربانی‌ها
2- استوار و رفیع‌
3- غم و غصه‌های زهراگین‌
4- نحل: 7- به آن نمی‌رسید مگر با رنج و مشقت بدن‌ها.
5- سوراخ سوزن- سوراخ‌های ریز در ساق و شاخ و برگ گیاهان‌
6- بیماری‌
7- سختی و گزند
8- زمزمه کننده
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه