سفرنامه حاج علیخان اعتماد السلطنه صفحه 26

صفحه 26

ص: 37

همچنان (1) سنگ جواهر، این گونه اجناس هم، مثل کاغذ کرایه دارد، ولی [اگر] جنس از این دو فقره تجاوز کرد، قابلیّت بار بستن به هم رساند؛ مثلًا شخصی یک‌بار تمام، که عبارت از بیست و چهار من به وزن «تبریز» باشد، او را به حساب فرسخ کرایه می‌گیرند، فرسخی دو قروش و نیم، که عبارت از پانصد دینار باشد، و همچنان شخصی [که] سوار اسب تاتارخانه باشد، کرایه‌اش بی‌تفاوت مثل یک بار است، باید ساعتی پانصددینار بدهد، به نظر چندان نمی‌آید، لیکن منزلی که دو فرسخی فرضاً مسافت داشته باشد، باید یک نفر که سوار یک مال است، پنج هزار دینار بدهد. اگر مال از خود باشد، منزلی پانصد دینار بیشتر مصارف ندارد، تفاوتش این است که، با اسب تاتارخانه به تعجیل به مقصد می‌رسد، و در نهایت امنیت. چرا که همراه اسب تاتارخانه، سوار دولتی هست، محال است که برای او، صدمه از دزد و دغل برسد، در خاک هر والی ولایتی، نُقصانی به هم رسد، باید از عهده آن برآید.

با وجود این همه تفصیل‌های ظاهری، بنده درگاه، از جناب حاجی «محمد نجیب پاشا»، والی مملکت «بصره» و «بغداد» و «شهر زور (2)»، اسب تاتارخانه بدون وجه کرایه، به این معنی که خود «پاشا» وجه کرایه را، اکرام کرده بود الی حدّ خودش، و بیست سوار جَبَلی، با بیدق (3) و طبل همراه داشتیم.

درگیری در دلی عباس‌

در شب یک‌شنبه نوزدهمِ شهر شعبان، دو ساعت مانده به صبح، که مهتاب به شدّتی مثلِ روز روشن بود، دو فرسخ از منزل «دلی عباس»، که بیست فرسخی «بغداد» است، سوارِ عرب «ضربه (4)» بر سرمان تاخت، کسانی که باروت (5) گلوله داشتیم، سه نفر سوارِ مکمّل بنده، و دو نفر آدمِ خودم، یکی «سهراب» نام غلام «گرجی»، دیگر «میرزا» نامِ «مراغه‌ای»، که منسوبِ بنده است، و بیست سوارِ جبلی، که برای محافظت همراه داشتیم جنگ کردیم. نظر به این که در عرب، اسباب آتش‌خانه نبود، و در جمع ما تفنگ و طپانچه


1- مانند
2- «دیرز زور» از شهرهای سوریه است.
3- راهنما در سفر
4- ناگهانی و یک دفعه‌
5- در متن باروط آمده است.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه