سفرنامه حاج علیخان اعتماد السلطنه صفحه 36

صفحه 36

ص: 47

توضیح‌

لفظ «کلک» از لغات کردی است؛ و اسم یک نوع آلت سابحه‌ای (1) است، که عبارت از پنجاه الی صد و بیست خیک باد کرده، و تیرهای نازک به هم دیگر بسته است، اما «کلک‌هایی» که اکراد می‌بندند، محل اطمینان نیستند، و «کلک‌هایی» که در «دیار بکر» از برای رود «دجله» می‌بندند، محل اطمینان و راحت و مانند کشتی است، زیرا صد و بیست عدد خیک بُز بی‌عیب را، به زیر چوب‌بست، مانند قفسه مستطیل الشکلی، که طول‌اش ده و عرض‌اش سه ذرع، و روی چوب‌بست نیز سکویی از تخته، که سطح‌اش یک وجب از چوب‌بست بلند، و چار [چهار] اطرافش مثل تخت‌ها محجر (2) دار است محکم کرده، و سقف تخت را بالجاء (3) موسم، یا متقال (4) یا به مشمّع (5) پوشانیده، نشستگان را از تأثیرات هوائیه محفوظ می‌دارند. (انتهی)

موصل‌

منزل یازدهم شهر «موصل»، نه فرسخ است، «والی موصل» «اسعد پاشا»، از جمله وزرای قدیم «دولت علیّه» است، نود سال دارد، پیرمردِ خوش زبان است، با عجم نهایت میل دارد، از اشعار فارسی نهایت ربط دارد، آدم با فضل و کمال است، و بسیار مقروض و مفلس است.

و شهر «موصل» گندمی دارد مانند برنج سفید، نانش از کاغذ سفیدتر، نان اعلی و ادنی (6) یکی است، ولایت‌اش چندان نظم و آبادی ندارد، و هزار قدم دور از ساحل غربی اتفاق افتاده است، «دجله» از یک طرف شهر می‌گذرد، جسری دارد مشتمل به بیست


1- شناور
2- به معنی تار و می و نرده.
3- در متن به همین شکل آمده، لیکن معنی آن را در کتاب‌های لغت نیافتم.
4- مأخوذ از عربی، پارچه‌ای است سفید شبیه کرباس که از نخ می‌بافند.
5- پارچه یا چیز دیگر که به شمع یا موم آلوده شده باشد.
6- بالا و پایین، به معنی غنی و فقیر
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه