سفرنامه حاج علیخان اعتماد السلطنه صفحه 37

صفحه 37

ص: 48

کشتی، دست‌انداز (1) ندارد. جسرش [را] با چوب [و] تخته پوشانده‌اند، کشتی‌های جسر هم یکسره است، نه مثل کشتی‌های جسر «بغداد»، و خود شهر باغ و باغچه ندارد، بسیار بد سواد (2) و بی‌صفا شهری است، کوچه‌های تنگِ بسیار کثیفی دارد. چیزی که دارد سنگ بسیار، کوچه‌ها را سنگ فرش کرده‌اند. طاق همه درخانه، چه اعلی چه ادنی، یک پارچه سنگ است، باغاتشان نیم‌فرسخی شهر است، سرایی که عمارت والی باشد، در هزار قدمی شهر است، در لب «شط» واقع شده است، بسیار جای باصفا است، قلعه استوار و عمارات عالی دارد، سربازخانه، توپخانه دارد، در میان ارگش چیز بسیار قشنگ که به نظر آمد، در میان شهر «موصل» این بود که، قریب ده جا قراول‌خانه (3) ها ساخته‌اند، دم هر دروازه و سر هر گذر، که برای پنجاه نفر سرباز منزلی ساخته‌اند، در نهایت قشنگی [و] زیاد منقّح، (4) برای خاطر این است، هرگاه در شب یا روز یک فسادی در میان کوچه و بازار اتفاق افتد، آن سرباز حاضر باشد، هم زینت شهر است، و هم برای دفع فساد بهتر از این تدبیر نمی‌شود.

خلاصه کاهیا (5) که وزیر باشد «کلوله پاشا» است.

نهایت محبت و اکرام را، «والی موصل» با بنده نمود، به سیاق (6) «نجیب پاشا»، اسب چاپاری داد الی [تا] شهر «دیار بکر»، و همچنان سوار همراه کرد، یک شب هم خانه «حبیب افندی» منشی اسرارش، مهمان نمود و مهماندار بود.

در شهر «موصل» دو نفر قونسول است، یکی «قنسول دولت انگلیس» است، یکی از «دولت فرانسه»، هر دو بیرق می‌زنند، «قنسول فرانسه»، به علت این که «بالیوز» (7) مقیم


1- چیزی که دست روی آن بگذارند و جای گذاشتن دست باشد.
2- بد منظره.
3- لفظی مأخوذ از ترکی است به معنی سربازان و نگاهبانانی که در جایی برای کشیک و نگاهبانی گمارده‌می‌شوند.
4- پاکیزه‌
5- لفظ کاهیا ترکی است، معنی جانشین را دارد، قدیماً لقب وزرای حکّام بود، اکنون معاون حاکم می‌گویند. انتهی مولف.
6- روش، طرز
7- قنسول، کسی که وکیل سیاسی دولت خود در بلاد خارجه است.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه