سفرنامه حاج علیخان اعتماد السلطنه صفحه 38

صفحه 38

ص: 49

«بغداد»، از «دولت فرانسه» با بنده دوست بود، سفارش از بنده به او نوشته بود.

روز ورود، «قونسول فرانسه» جلو بنده اسب فرستاد، آدم فرستاد (1)، در خانه خودش یک شب و یک روز مهمانی کرد، نهایت اکرام را نمود، یک زنی داشت از اهل «کاوورازمیری»، به نظر هجده ساله می‌آمد، مثل پنجه آفتاب بود، زبان «ترکی عثمانی» را فی‌الجمله یاد گرفته بود، زیاد به بنده مهربانی کرد، موی سیاه، چشم و ابروی سیاه، و خال‌های هاشمی با موقع در صورت آن خاتون بود، که در فرنگی‌ها خال کمتر دیده شده است، چون زن «حکیم سرجان» که به معالجه به «طهران» آمد با زن «قونسول موصل»، خویش بود، با هم نشانها دادیم، سبب زیادتی دوستی آن شد. «اقبال الدوله» شاهزاده «هندوستان» که در «بغداد» ساکن است و در «بغداد»، دوستی داشتیم.

به علت غلبه سودا، (2) در «موصل» آب گرم است، موسوم به «حمّام علی»، آمده «اقبال الدوله» را در «موصل» ملاقات کردم، در کمال مرتبه اظهار محبت نمود، و به «سهراب» آدم بنده، سی قران که سه تومان باشد تعارف کرد، کاغذ دوستانه به بنده نوشته بود، که هر چه خدمت داری بگو. «راغب آقا» مانیجی (3) حضرت «سلطان عبدالمجید خان» برای سیاحت «اسلامبول» الی «بغداد» آمده بود. در جزو رسیدگیِ احوال رعیت و حکّام مأمور بود، که آیا چگونه است رفتار حکام این صفحات با مردم؟ و برای والی «بغداد» شمشیر مرصّع (4) آورده بود، «حکام عثمانی» در جزو، این فقره را فهمیده بودند، چنان اعزاز و اکرام می‌کردند. مثل پادشاه از «بغداد» هشتاد هزار غازی (5)، که عبارت از سی و شش هزار


1- در متن فروستاد.
2- مرضی است بر پوست آدمی که با سوزش و خارش همراه است.
3- مانیجی عبارت از پیشخدمت باشد، یعنی پیشخدمت‌های سلطان که از خلوت بیرون می‌آیند، یا والی‌یک مملکت بزرگ می‌شوند، یا سرعسگر یا صدراعظم می‌شوند. مولف.
4- جواهر نشان.
5- سکه مخصوصی بوده در گذشته که جزئی از قِران قدیم به شمار می‌آمده است. در بعضی شهرها، هرقران که برابر با ریال کنونی است به بیست شاهی و هر شاهی به دو پول و هر پول به دو جِنْدک، و هر جندک به دو غاز تقسیم می‌شده است.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه