سفرنامه حاج علیخان اعتماد السلطنه صفحه 48

صفحه 48

ص: 59

«ارزنة الروم» فرستاده بود، باری به اصرار «قونسول‌ها»، عین فرمان را «بحری پاشا» فرستاد. مردم در میدان «مراد پاشا» جمع شده خواندند و عموماً سمعاً و طاعةً گفتند، و روز دیگر مجلسی منعقد کرده، چهل نفر از اشرار و الواط را گرفته، منشأ فتنه و فساد قلمداد نمودند، و آنها را مغلولًا به «اسلامبول» فرستادند. بعد از پانزده سال، از آن چهل نفر، شش نفر به «ارزنة الروم» برگشت و «اسعدپاشا» عزل شد، و «اسلامبول» که رفت، منصوب به حکومت «موصل» گشت .....

و در جای «اسعد پاشا» «بحری‌پاشا» با رتبه وزارت، والی ولایت «ارزنةالروم» نصب گردید. «امیرنظام» ادعای دیت شرعیه مقتولین، و غرامات خسارت خود را نمود، یک ماه طول نکشید که «یوسف بیگ»- این همان «یوسف پاشا» است که در جنگ «سیواستاپول» در «سلستره»، بعد از اظهار رشادت‌ها کشته گشت- به «ارزنةالروم» آمد، پانزده هزار مجیدی طلا را به پنج مجمعی (1)ریخته، موزیک پیش، و «بحری پاشا» و «سلیم پاشا» و «شکری پاشا» و «عارف پاشای» وزیر دربار، که از اسلامبول برای ترضیت آمده بودند، با لباس رسمی به منزل امیر برده ترضیه (2) دادند.

اما بعد از عقد مصالحه و رفتن وکلای اربعه، «بحری پاشا» بنای بدرفتاری را در حق اعیان و اشراف و اهالی گذاشت، حتی کشتن چند نفر از اشراف بلده را در بازی «قطنه» به آدم‌های خود سپرد، ولی یکی از آدم‌های «پاشا»، خیال «پاشا» را به اعیان رسانیدند، و اعیان نیز به قدر هشتصد تومان جمع کرده، به زر خرید «پاشا» داده، او را قربان یک گلوله ناگهانی نمودند. (انتهی)

دلیب

دلیب (3)

منزل دوازدهم دلیب، بیست فرسخ است، چاپارخانه است، ده بسیار محقر کثیفی است.


1- سینی بزرگ
2- رضایت‌
3- دهوک
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه