سفرنامه حاج علیخان اعتماد السلطنه صفحه 59

صفحه 59

ص: 70

خرپوت

خرپوت (1)

منزل بیستم «خرپوت»، مسلمی دارد، «عمر بن خالد»، جوانی است هجده ساله، تازه پدرش مرده بود، جای پدر او را نشانده بودند، چند نفر از اهل آن قصبه، ریش‌سفیدها جمع می‌شوند، به امر و نهی آن ولایت می‌رسند، در باب اجرتِ مال تاتارخانه، با حقیر گرفت و گیری کرد. به این مناسبت که این قصبه تعلق به والی «خارپوت» دارد، تو از آن والی حکم نداری، بالاخره وجه ندادیم. یک لوله تفنگ به عنوان رهن دادیم که بسپارند در منزل «اورفه» وجه بدهم، از عقب تفنگ را پس فرستاده، و عذر زیاد خواسته بود، سوار مستحفظ همراه نمود که مهمان دولت است.

توضیح‌

لفظ خرپوت مأخوذ از «کارپرت» است، که در زبان ارمنی [معنی] قلعه سنگی را دارد، و رسم‌الخط آن همین است که در فوق نوشته شد، امروز، مرکز ولایت، «معمورة العزیز» و در ترتیب ولایات، از ولایات درجه ثالثه محسوب است.

در تواریخ قدیمه، اسم این شهر را «حِصن زیاد» ضبط کرده‌اند، در شمال غربی «دیار بکر» واقع، و صد کیلومتر از آن شهر دور است. در تحریر جدید، سی و پنج هزار نفس، ثبت دفتر نفوس شد.

یک کُتُب خانه (2) عمومی، که دارای پنج‌هزار کتب نفیسه خطی است و [همچنین] تلگرافخانه، مریض‌خانه، مکاتب رشدی و اعدادی، و سربازخانه‌ها [ی] منظم، و انبار اسلحه و ارک حکومت، و اصلاح خانه دارد. متاعش پارچه‌های حریر با قیمت، و پنبه بادوام است. تمامی دهاتش معمور و محصول خیز است. پنبه، حریر، برنج، تریاک، انواع بقولات و حبوبات و میوه‌جات در او حاصل می‌شود. علما و شعرا و محبوب و محبوبه‌اش کثیر، و مثل سایر است.


1- در توضیحاتی که ذیل نام این محل آمده با الف یعنی «خارپوت» نوشته شده است.
2- کتابخانه‌
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه