سفرنامه حاج علیخان اعتماد السلطنه صفحه 73

صفحه 73

ص: 84

توضیح‌

«حما» قصبه‌ای است در «سوریه»، واقع در ساحل رود «اورنت»؛ معروف به «عاصی»، و در شرق شمالی «شام»، اما صد و هشتاد و پنج کیلومتر (1)از شهر مذکور دور است، در تحریر جدید دوازده هزار نفس ثبت دفتر گردید، قلعه استوار و جوامع و صوامع و مدارس و حمام‌های عالی و مُزَیّنی دارد، ماهوت (2) و پارچه‌های ابریشمی و پنبه می‌بافند، هر نوع امتعه «اروپا» در این شهر یافت می‌شود، شهر مذکور وقتی «دارالملک» یکی از شعبه‌های ملوک «ایوبیه» بود، «یونانیان» «آپیقانیا» و «رومانیان» «امات» می‌گویند.

شهر حُمْص‌

منزل سی‌ام شهر «حُمْص» نه فرسخی [است] در بین راه آب نیست، مگر در پنج فرسخی کنار یک ده است، موسوم به «رستان»، [که] رودخانه می‌گذرد، پل بسیار مضبوطی دارد، در آن ده، هنداونه بسیار خوب عمل می‌آید، رسم اهل آن ده این است، نیم فرسخ به ده مانده، و ربع فرسخ از ده گذشته، هندوانه بر سر راه حاج می‌آورند، متصل می‌فروشند.

«حمص» شهری است از «حما» کوچک‌تر و خوش هواتر، نیم فرسخی، رودخانه‌ای است می‌گذرد در نهایت صفا، کنار رود چمن است مثل زمرّد؛ و درخت بید در آن رودخانه بسیار است، آب رودخانه که بسیار کم شده بود قریب پنجاه سنگ به نظر می‌آید، حاج در کنار رودخانه مزبور منزل کردند، نهایت خوش گذشت.

باغات خوب داشت، انار و هندوانه خوب، هم می‌رسید، در همان رودخانه یک آسیا احداث کرده بودند، هفت سنگ حرکت می‌کرد، متاعی که عمل در آنجا می‌آید، عباهای اقسامِ متعدد، تمام زر و غیر زر، ابریشمی، پشمی، عبای بافته از ابریشم وزری که سی تومان قیمت می‌کردند، پاشای «حمص» «طاهرپاشا» نام بود. جوان بسیار خوب در نهایت انسانیت، در میان نظام «میرلواء» یعنی «میرپنج» توپخانه بود. برادر زنی داشت


1- در متن کلومتر
2- نوعی پارچه پشمی ضخیم پُرزدار
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه